باز انتشار اطلاعیه شماره 1 (بدلیل اشکال فنی در وب قابل مشاهده نبود)

اطلاعیه شماره(1) ی منتقدین کمونیست به «خط رهبری» حزب کمونیست ایران و کومله
از سوی هیئت تحریریه م.ک : ناصربابامیری، سمکو نوری
به اطلاع عموم میرسانیم:
ما جمعی از اعضاء و منتقدین کمونیست (هر کدام با سوابق کار حزبی چندین ساله در ارگان های تبلیغی و ترویجی شامل رادیوهای حزب و کومله و کومله تی وی و حوزه های انسجام سیاسی ـ تشکیلاتی و دیگر پرسنلها) در درون تشکیلات حزب کمونیست ایران، شامل دو بخش علنی، تشکیلات خارج از کشور، و تشکیلات کردستان عراق هستیم. ضمنا لازم به ذکر است کم و بیش در حد مقدورات تماسهای اینترنتی با بخش فعالین داخل کشور نیز ، و انعکاس نظرات آنها، در فاصله دو کنگره 9 و 10 حزب، تفاوتهای نظری خودمان را با «خط رهبری» بخصوص در خلال سمینارهای تدارک کنگره 10 چه در جلسات پالتاکی تشکیلات خارج از کشور و چه در تشکیلات کردستان حزب کمونیست ایران ـ کومله تا حدود زیادی پیش برده ایم. تا کنون تقابل نظری ـ سیاسی ما با رهبری حول این خطوط محوری بوده:

1. تبیین ما از اوضاع سیاسی ایران و منطقه و جهان

2. ترسیم چشم انداز ما برای اوضاع پیشرو و آتی

3. مبانی تاکتیکی ما در سیاستها

بدلیل اینکه اختلاف نظر و تفاوتهای دیدگاهی ما با رهبری وقت حزب کمونیست ایران و کومله تا کنون بیشتر شکل شفاهی پروسه انتقادی را در بر داشته، و بزعم رهبری جنبه «درون حزبی» دارد و همچون هر پروسه انتقادی میبایست از وجود مکانیزمهای ابراز نظر در حزب بهره بگیرد، ما را هم کمافی سابق ملزم نمود، تا هر دو طرف بگونه ای کنکرت تر ابعاد و عمق تفاوتها را که اختلاف اساسی بر سر چیست؟ شکافته باشیم. و با حفظ فضای باز سیاسی و پرنسیپها، بتوانیم صمیمانه و رفیقانه، پروسه را پیش ببریم. همین امر موجب شده، ما تا کنون از علنی نمودن آن و اعلام موجودیت همچون اقلیتی در درون تشکیلات خوداری نموده ایم.
ما هم منتقدین کمونیست تا مهیا شدن سند تکمیلی مانیفست کمونیست، تا جایی که در اطلاعیه ها و مقالات بگنجد، روی جزئیات سر تیترهای عنوان شده فوق که تفاوت های استراتیژیکی و سیاسی و تاکتیکی و سبک کار کمونیستی ما با «خط رهبری» حزب و کومله را بتواند بیان کند خم خواهیم شد.
در این اطلاعیه اشاره ای کوتاه به دو انشعابی که تا کنون از حزب کمونیست ایران اتفاق افتاده، ضروری دیدیم. اولی کمونیسم کارگری و دومی سازمان زحمتکشان کردستان ایران. دو انشعاب با ماهیت های کاملا متضاد.
1. کمونیسم کارگری
نزدیک به دو دهه از انشعاب اول موسوم به حزب کمونیسم کارگری از حزب کمونیست ایران میگذرد. اگر کمونیسم کارگری در دوره اول حیات حزب کمونیست ایران بزعم اکثریت قریب به اتفاق این روند، مانع تراشیهای رهبری این حزب و رهبری کومله نگذاشت آنها حزب را در مسیری که میبایست یک حزب کمونیستی به هر لحاظ بپیماید( که ما هم تا حدودی بر این باور هستیم تاثیر گذاربود) پیش ببرند. اما این روند در حیات بعد از انشعاب از حزب کمونیست ایران هم نتوانستند از مرز وعده و وعیده های دو دوره متمایز بعدی تا به امروز گامی فراتر بگذارند. روز به روز بیشتر از مارکسیسم فاصله گرفته. یعنی ما با سه مرحله متمایز از هم در حیات خط کمونیسم کارگری روبرو هستیم. مرحله نخست حیات سیاسی مشترک این رفقا در صفوف حکا و هر چه وسیعتر و عمیق تر تمرکز نمودن روی مباحث تئوریک و سبک کار و پراتیک کمونیستی بود جهت رسیدن طبقه کارگر به قدرت سیاسی و از آن هم فراتر وظایفی که یک حزب پرولتری در ابعاد جهانی باید عهده دار آن باشد. این عزم جزم کرده کمونیسم انقلابی نه بشکلی اراده گریانه «ولونتاریستی» و عدم شناخت از مانع های رشد مبارزات طبقاتی، بلکه با درک و شناخت کامل از فضای حاکم استبداد و خفقان رژیم اسلامی از یکطرف گرفته تا پروسه تاریخی شناخته شده که بطور معمول در دوران غیرانقلابی جامعه ایران هم با آن روبرو بوده، که بنحوی اقشار بینابینی منافعشان اقتضا میکرد در مماشات بورژوازی با دولت و حاکمیت سیاسی جمهوری اسلامی، بمثابه سیاهی لشکر کنارر طبقه ای بماند که بزعم خود منافع حقیرشان برای یک دوره حتی نه چندان طولانی حفظ شود، به تمکین وجود دولت وادارد، برای کمونیستها هم بسط پروسه نقد و کوبیدن از زاوایه منافع پرولتری و به جنگ بورژوازی رفتن ضرورتی تاریخی بود. انباشت سرمایه برای بورژوازی ایران هم که به قیمت بهرکشی بیشتر از گرده طبقه کارگر استوار است . بورژوازی تاریخا این تجربه را بخوبی می شناسد که همین طبقه هم می تواند بزرگترین خطر برای بزیر کشیدن سیادتش باشد. پس دولت تا حدود زیادی با ابزارهای حدادی شده سرکوب: زندان و شکنجه و اعدام می تواند برای از سر گزراندن این خطر که متوجه منافع و بقای هر دو شده، وارد عمل شود. بعبارتی دیگر «اعمال قوانين يکسان در بين اقشار مختلف بورژوازى براى رقابت، و قدرت دولتى شرط انباشت سرمايه براى بورژوازى مى باشد. نظارت بر ملزومات سياسى انباشت سرمايه مستلزم وجود دولت است».
پس با علم به اینکه هدف فوتی و فوری کمونیستها: متشکل نمودن طبقه کارگر بشکل یک طبقه واحد اجتماعی، سرنگونی سیادت بوروازی، توسط پرولیتاریا جهت کسب قدرت سیاسی است. انکشاف این پروسه با شناخت عملکرد این نظام و پایه های قدرت بورژوازی، نقطه ضعفایش …و تضادهای درونی آن، گامی بلند بود که یک روند بواقع کمونیست و پیشرو، میبایست پتانسیلی بالقوه مبارزات سیاسی طبقه کارگر علیه بورژوازی و رژیم سرمایه داری اسلامی را بالفعل وارد یک فاز جنبشی و سازمانیافته تر و مسلح به آگاهی پرولتری کند، تا نقطه عزیمتی برای تحقق یک اکتبر دیگر اینبار در ایران باشد. و نقطه اتکایی برای گسترش سوسیالیسم و تاثیراتی مشابه اکتبر که میتوانست در دیگر نقاط جهان بهمراه آورد. دوره دوم که مصادف است با سقوط اتحاد جماهیر شوروی و فروپاشی بلوک شرق و دیوار برلین. مرحله سوم از اواسط دهه نود میلادی شروع میشود و با حیات به درود گفتن ر.منصور حکمت صفوف حزب کمونیسم کارگری دچار ضایعه بزرگ و تشتت شدید گردید.
ما دوره اول حیات روند کمونیسم کارگری را ضمن اینکه در پروسه رشد و تکامل خود مثل هر پروسه ای دیگر بی کم و کاست نمی بینیم، اما در کل حیات این مرحله را را بسیار ارزنده و مثبت ارزیابی میکنیم. این جریان در مرحله اول واقعا به ابتکار بزرگی دست برد که جنبش کمونیستی را غنا بخشید. کاری واقعا هرکولی. به جرأت می توان گفت این توان تئوریک و شفافیت نظری و سبک کار هر گونه بیان و نگرش تقلیل گرایانه از مارکسیسم را بخوبی کوبید و افشا نمود. اما اینکه چرا این روند سیر منطقی انکشاف خود را در مراحل بعدی حیات خود تا کنون نپیمود، در مانیفست (اقلیت) نکات محوری آنرا بر میشماریم و به بحث آن خواهیم پرداخت.
2. سازمان زحمتکشان کردستان ایران
انشعاب دوم از حزب کمونیست ایران که پس از یک سلسله مباحث جدی در سطح علنی عاقبت در سال 2000 بوقوع پیوست و جریان سازمان زحمتکشان کردستان ایران نام گرفت. ماهیت آن بسیار روشن بوده، جریانی که پس از تحولات جهانی و منطقه ای و ایران به آغوش بورژوای خزید. گر چه از همان آغاز مباحث این طیف به رهبری مهتدی پروژه آنها با توهم به 2 خردادیها نخ نما شد، اما روز به روز بهتر و روشنتر به مردم نشان دادند که پایه طبقاتی اشان را تغییر داده اند. حال دیگر علنا ضدیت خود را با کمونیسم به هر لحاظی برملا نموده اند. به بن بست رسیدن این جریان ناسیونالیستی بورژوازی و حزب مادرشان حزب دمکرات کردستان ایران که خود نیز چند سال بعد خوابهایی که کشورهای سرمایه داری در وعد و وعیدهای سر خرمن به امید عراقیزه و افغانستانیزه کردن ایران بهشان داده بودند، حبابی شد و ترکید، همه را دست از پا درازتر راهی کاخ های رهبریشان کرد. انعکاس مادی دیگر این به بن بست رسیدن های احزاب بورژوازی کرد چهارمین انشعاب از حزب دمکرات کردستان ایران را زیر نام حزب دمکرات کردستان نشان داد. کما اینکه در سازمان زحمتکشان هم شاهد تکثیر جناح ایلخانیزاده و ساعد وطندوست (دنباله همان انشعاب 2000) بوده ایم که همه بازتاب واقعی بی ریشه بودن جریاناتشان در شرایط عینی جامعه است. و آمریکا و دول غربی هم بنا به ناکام ماندن سیاستهایشان در منطقه نتوانسته اند افقی جلوشان باز کنند. آخرین نشانه ضدیت احزاب و سازمانهای ناسیونالیستی با منافع توده های مردم آزادیخواه ایران و بلاخص کردستان در جریان 22 خرداد 1388 و موج سبزیها یکبار دیگرعروج کرد. و مصاحبه های مکرر مهتدیها خیلی علنی در سطح میدیای بورژوازی از کانالهای ماهواره ای خود تا صدای آمریکا و بی بی سی در کوبیدن کمونیسم با اسم رمز بورژوازی «کمونیسم پروژه ای شکست خورده است» گویای کارنامه یک دهه این جریان برای شروع یک جنگ سرد دیگر علیه کمونیسم و رفتن به پا بوسی و چاکرمنشی سیاستهای پرو غربی است. تبانی این جریانات بورژوا ناسیونالیست کرد و دیگر همقطاران بورژوا ناسیونالیست با موج سبزها تا حد باز گشتن به آغوش سران موج سبز پته آنها را رو آب انداخته.
بحث احزاب ناسیونالیستی هم بسته به اینکه چه میزانی توانسته باشند به توهمات خود میان توده ها دامن بزنند، یا با سودا گریهایشان با دیگر گرایشات لیبرال زیر پای مردم را خالی کنند، برای ما هم اهمیت می یابد که پروژه هایشان را افشا نمائیم. تا کنون پروژه ی این جریانات بشدت پوپولیستی، بدلیل هشیاری سیاسی و ارتقای آگاهی و رادیکالیزه شدن خواست و مطالبات، و با مبارزات کارگران و توده های آزاده ایران این مجالهای فرصت طلبانه بیش از پیش خاک خورده.

نتیجه
ما تلاش خواهیم کرد ضمن روشن کردن تفاوتها، یکبار دیگر مبانی استراتژیکی و نظری و سبک کار حزب کمونیست ایران را در مانیفست اقلیت عنوان کنیم، و فاصله گرفتن این خط رهبری حزب و کومله را از آن بیان نمائیم. بعبارتی تقابل ما با «رفرمیسم» و » سانتریسم» مأخُذ از دستگاه » ریزونیسم پوپولیستی» * چه در سطح جنبشی و چه در سطوح دیگر که در فاصله کنگره 9 تا 10 بیش از هر زمانی افق خط رهبری را تحت الشعاع قرار داده بیان داریم. برای ما بشیوه مکتوب بسط دادن این پروسه که حقانیت سیر منطقی حزب کمونیست ایران و انشکاف آن نزد این رهبری بشکلی تدریجی دارد رنگ میبازد، طبیعتا نیاز به زمان دارد. اگر حتی برای این خیز «رفرمیستی» و غالب گشتن دستگاه فکری نپخته » ریزیونیسم پوپولیستی «، نه » پوپولیستی» («چون هنوز تحت پوشش مارکسیسم، میخواهد برخورد خود از زاویه انتقادآت طبقه ای دیگر به وضع موجود را طرح و احکام ناشی از انتقادات غیر کارگری خود به بورژاوزی را به طبقه کارگر به اسم مارکسیسم حقنه کند») زیاد به عقب بر نگردیم و کنگره ی 9 حزب را مبنا بگیریم، رهبری حزب و کومله برای تثبیت هر چه بیشتر این خط بیش از سه سال زمان در اختیار داشتند. تازه حداقل 3 الی 6 ماه دیگر هم زمان می برد تا این «خط رهبری» که به تصویب کنگره 10 رسیده، به شیوه مکتوب مصوبه های تکمیلی در دسترس همگان قرار بگیرد. ما هم حتی المقدور تلاشمان براینست در فاصله کنگره 10 و 11 حزب کمونیست ایران حتما بشکلی منسجم سند مانیفست حزب کمونیست ایران (اقلیت) را در معرض دید و قضاوت قرار دهیم.

منتقدین کمونیست

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری اکتبر 2010

.
جهت ارتباط با ما منتقدین کمونیست از طریق رفقای هیئت تحریریه که وب سایت را اداره میکنند، می توانید با ما در تماس باشید.
نکته نظرات، پیشنهادات و انتقادات خودتان را می توانید با مراجعه به وب سایت «منتقدین کمونیست» برای ما ارسال نمائید. آدرس : https://mmc1917.wordpress.com/

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

اعلام پیوستن…

Ata Yarahmadi

به اطلاع عموم میرسانم من هم عطا یار احمدی که سالها در داخل کشور افتخار فعالیت در کنار رفقای کمونیست را داشته ام و چند سالی هم در عراق ساکن بوده ام،و در اکثر جلسات دیپلماسی»مقر شهر» کومله با فعالین کارگری و هواداران انجام میشد شرکت میکردم. ضمنا در حد توان خودم نیز به تبلیغ سیاستهای کمونیستی میان مردم در محیط کار و زندگیم پرداخته ام . اما با توجه به مباحثی که رفقای منتقد خط رهبری»حکا و کومله» پیش میبردند از یک زاویه مارکسیستی مسائل گره هی جنبش کارگری و دیگر جنبشها را مورد بررسی قرار میداد. و بر سبک کار انقلابی و لنینی تمرکز داشت. من را نیز به این نتیجه رساند که خط رهبری در دنیای واقع از اهدافی که قرار بود حزب عهده دار تحقق ان باشد و پش ببرد و به ان وفادار باشد دور شده. و نتیجتا حاصل مباحث نظری رفقای ما در خارج کشور و تشکیلات کردستان در اعلام موجودیت اقلیت جنبه علنی یافته. من هم فعلا با این نوشته کوتاه پیوستن خود را به رفقای منتقدین کمونیست ابلاع می نمایم. امیدوارم در راستای پیشبرد این رسالت و برافراشته تر نگه داشتن پرچم کمونیستی بتوانم به سهم خودم وظایفی را بعهده بگیرم.

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

مطالبی که در ارتباط با منتقدین کمونیست در سایتهای دیگر انتشار یافته است.

مطالبی که در ارتباط با منتقدین کمونیست در سایتهای دیگر انتشار یافته است

http://wupiran.org/nashryeh_HTML/NO_177/komale%20va%20talaqi%20gerayeshat%20siasi%20va%20ejtemae-Azar%20Majedi.html

●مطلبی آذر ماجدی

http://wupiran.org/nashryeh_HTML/NO_179/zan%20setizi%20nazel%20be%20jaye%20bahs%20siasi-shahla%20noori.html

● مطلبی از شهلا نوری

http://wupiran.org/maqalat/s_q.html

●مطلبی از سیروان قادری

http://wupiran.org/maqalat/a_t.html

● مطلبی از ع -ط

http://www.hekmatist.com/2011/kh56-asad.html

● مطلبی از اسد گلچینی

http://www.azadi-b.com/J/2010/12/post_487.html

● مطلبی از سوران

http://www.azadi-b.com/J/2010/12/post_483.html

● مطلبی از یدی محمودی

مطالب اعضای حکا

http://www.kargaran-iran.com/2010/11/post_315.html

● مطلب اسعد رستمی

http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=18365

● مطلب ثریا مرادی

http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=18718

● مطلب ستار فتحی » آویهنگ»

http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=18388

● مطلب سیروان پرتو نوری

http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=18022

● مطلب آیلا صادقی

http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=18406

● مطلب شاهین خلیلی

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

ستون بحث و نظرات

Sirwan Pertwnori
رفقا این اطلاعيه را گذاشتم برای اطلاع رسانی، و گرنه من به نوبه خودم به عنوان عضو این حزب و پیشمرگ این حزب نقدهاي جدی و سیاسی خودم را از تبین این رفقا از اوضاع سیاسی و مواضع سیاسی شان ابراز داشته و در جلسات مختلف تشکیلاتی نقد های خودم را بخصوص از رفیق سمکو… و ان خطی که در پیش گرفته است بیان کرده ام .
اما برای ان طیف از رهبری کومه له و حزب که از این نوع نظرات ایشان دفاع میکنند و این نوع اختلاف ها را به حساب دل بزرگی کومه له می دانند، گذاشتم تا ماهیت این نوع افراد زیادتر مشخص گردد ،با مبارزه ای سیاسی و نقد های اصولی و تئوریک میتوان این نوع اختلافات و واقعیت ها را افشا نمود.ا
Soraya Moradi
این فقط یک اسم است که هر کسی برای خودش انتخاب میکند. این منتقدین همان نیروهای حزب حکمتیست هستند که کورش مدرسی زمانی با صدای بلند داد میزد ظرف یک ماه مقرهای کومه‌له را تسخیر میکنیم.
یکی از منتقدین حسن معارفی پور بود که به شکلی وحشیانه خواهر …خودش را کتک کاری کرد و تشکیلات کومه‌له او را اخراج کرد دیگران هم با عضویت از حزب دمکرات شروع کردند و بعدا به سازمان زحمتکشان پیوستند بعدها تقاضای عضویت از حزب کمونیست ایران کردند که به نیروی ذخیره حکمتیستها تبدیل شدند و حال که حزب حکمتیست با بحران روبرو شده و لیدرشان پس از افتضاح سیاسی‌اش دست از کار کشید، تبعات و پس لرزه‌های آن، انتقاد این دوستان را به این شکل به نمایش گذاشته است. این دوستان در بهترین حالت حکمتیستهای بدون خطی هستند که اطلاعیه‌های بعدی آنها حقایق را اثبات خواهد کردا
Ali Esmaili سیروان جان من جای تو میبودم وظیفه این اطلاع رسانی را به خود این دوستان می سپردم. اولا از این دوستان هنوز چیزی که شایسته نام پلمیک و یا بحث سیاسی منتقدانه باشد، را هیچ جا ندیده ایم و دوما تا آنجا که به همین اطلاعیه کوتاه بر میگردد این دوستان دارای یک دیدگاه نوستالیژیک اند که به دوران قبل از ده نود رجعت میکنند که کارشان ضد تاریخی است و به قول رفیقی نوستالژیا اگر از نظر عاطفی برای تجدید خاطره خوب باشد اما برای کسی که کمونیست باشد و خود را انقلابی بداند افیون است. ئ
Masoud Sheriffi سیروان عزیز به نظر من پخش نظرات منتقدین از جانب شما ضرورتی نداشت آنها خودشان می توانستند اینکار را بکنند و در منعکس کردن نظرات خودشان فعال باشند.
Sirwan Pertwnori
رفقاي عزيزم ممنونم از اينكه نظر داديد اما من در قسمت ديدگاه خودم شرح داده بودم كه فقط هدف من از گذاشتن اين اطلاعيه براي ان تعداد از رهبري كومه له هستش كه ما در جلسات سياسي كه در مقابل اين اشخصاص نقد ميكرديم و حرف ميزديم به ما ميگفتند شما اتهام ميزنيد و از خود حرف ميزنيد؟حال خواستم اينو بزارم براي اون تعداد از رهبري كومه له كه بدانند ايا حرف هاي ما اتهام بود يا واقعيت بود كه امروز خوشبختانه مشخص شده كي اتهام ميزنه و كي واقعيت ها را بازگو ميكند؟براي ان طيف از رهبري گذاشتم كه خود از كساني بودند كه به اين نوع اشخاص ها ميدان ميدادند و انها را در حساس ترين ارگانهاي تشكيلات سازماندهي ميكردند بعضي از انها را ستون حزب كمونيست ايران ميدانستند در وقت خودش؟من و امثال من توي حزب نقدهاي خود در رابطه با نظرات اين اشخاص را بيان كرده ايم و اين راشخاص و بحث هايشان هم اينقدر ارزش ندارد من يا كساني بخواهيم ان را نقد كنيم به نظر من بايكوت كردن سياسي در حد اين اشخاص هستش ؟ان طيفي از رهبري كومه له و حزب جواب اين نوع اطلاعيه ها را بدن كه به شخص من اعلام كردن شما داريد اتهام ميزنيد به اين اشخاص حال خوشبختانه كلاغ از لانه در امد و مشخص شده ايا حرفهاي ما اتهام بود يا نه
بازم تشكر براي رفقاي عزيزم كه نظر دادنداد
Mohammad Mohammadi
اگر در درون تشکیلات هر حزب و یا سازمانی اختلاف نظر ویا نظریات متفاوت وجود نداشته باشد آن حزب مرده است. داشتن نظریات متفاوت در دورن اتشکیلات احزاب یکی از دلایل زنده بودن آن حزب است.
واما، سوء استفاده از اعلام نظریات متفاوت دو، سه و یا چند ن…فر از اعضای احزاب چپ نه کمونیستی نه انسانی و نه انقلابی است.
هنوز مشخص نیست این افراد چیزی برای گفتن دارند و بر نظرات خود پا بر جا خواهند ماند یا نه. ولی از همین حالا تعدادی از افراد ضد حزب کمونیست ایران و کومه له (طرفدارن کروبی و موسوی) فیلشان یاد هندوستان کرده است. اطلاعیه این دوستان را در سایتها و وبلاکها قرار داده و در بوق و کرنا کرده اند. گوئی فاصله بین زمین و آسمان از بین رفته و همین امروز و فردا است که قیامت به پا شود. یکی از این افراد آقای شادی مقدم( همان بنفشه کمالی است) که سه ر چوپی را گرفته و چهار نعل دارد می تازد.
اگر یادتان باشد و یا شنیده باشید مهرنوش موسوی یکی از اعضای دفتر سیاسی حزب حکمتیست که از هر نظر صدها برابر این دوستان توانا بوده و هست اعلام فراکسیون کرد ولی 48 ساعت طول نکشید و اطلاعیه اش را پس گرفت. چه رسد به این افراد.
کومه له یک جریان زنده و دارای پایگاه مهم اجتماعی است چه در کردستان و چه در سراسر ایران باین نوع مسائل چیزی ازیش کم نخواهد شد. قطعا یاوه گوئیهای مخالفان کمونیسم و چپ در کردستان و ایران دوام چندانی نخواهد داشت.
اینها که از کاک عبه ، کا عمر، ایرج آذرین، رضا مقدم وصدها نفر از کادرها وحتی اعضای رهبری حزب کمونیست مهمتر نیستند!
سیروان قبلا توضیح داده است و به نظر من در درج اطلاعیه هیچ منظوری نداشته است. ایشان مقصر نیستند! مقصر اصلی کومه له است که دیر می جنبد.ادامه …
Sirwan Pertwnori
خيلي ممنون رفيق محمد عزيزم
به قول شما اين اشخاص هنوز نظرات خودشون رو به شيوه منسجم فرموله نكرده اند و گه گداري در بعضي از جلسات حرفهاي ميزدند كه ان هم از سوي اعضاي تشكيلات جواب ميدادن تمام ظرف هاي تشكيلاتي اين حزب بر روي اين اشخاص باز بوده… براي ابراز عقايد و نظراتشان در كنگره حزب و كومه له كه چند ماهي از از نگذشته اين اشخصاص هيچ كدوم يك بحث واقعا جدي وپخته از نظريات خود ارائه ندادند و به كليت گزارش سياسي كميته مركزي هم راي مثبت دادن ؟حال چرا به اين شيوه ميخواهند نظرات خودشون رو ابراز كنند بايد خودشون توضيح بدن خوشبختانه در درون تشكيلات ما اختلاف نظر وجود دارد اما شيوه برخورد ما به كساني كه منتقدمون هستن تا شيوه برخورد محفل حكمتيست ها و شاخه هاي متعدد كمونيسم كارگري و سازمان هاي زحمتكشان خيلي تقاوت سياسي و پرنسيبي دارد ؟ما اختلافات خود را با فراكسيون به اسم كومه له را در تلويزيون پخش كرديم وقت تلويزيون رو در اختيار انها قرار داديم براي ابراز عقايدشون رو به توده مردم ولي ره به كجا بردن حالا با اين اشخاص ما خمي به ابرو نداريم به قول شما اختلاف نظر در يك تشكيلات زنده وجود دارد چون حزب كمونيست ايران و كومه له از تاثيرات بيروني و خارجي هم بي بهره نيست از تاثيرات منطقه اي كه ما در ان قرار داريم دور نيست عبدالله مهتدي به شيوه اي تحت تاثير قرار گرفت منصور حكمت به شيوه اي و اين اشخاص هم به شيوه اي ديگه هر چند اينها خيلي از اون كمتر هستن با چنين اشخاصي دريك ترازو قرار بدهيم انها را .مبارزه درون حزبي بخشي از مبارزه كمونيستها هستش كه لنين به شيوه مفصل در مورد سخن گفته است مبارزه با ريزيونيسم با محفل گرايي با انحراف سياسي بخشي از وظايف اعضاي حزب كمونيست ايران و كومه له هستش .ابراز عقايد سياسي ازاد است در درون تشكيلات اما بايد با رعايت چهار چوب اصولي و سياسي اين حزب انجام بگيرد نبايد از راه هاي نا مشروع براي به كرسي نشاندن عقايدهامون استفاده كنيم ار راه تشكيلاتي و سياسي بياييد عقايد مخالف خود را ابلاغ كنيد كسي جلوي ابراز عقايد كسي را نگرفته است .بخشي از مبارزه ما براي ازادي عقيده ازادي بيان و نوشتن است پس بايد ان را خود اول رعايت كرد بعد از ديگران انتظار داشت اما اين رفقا به شيوه ديگه اي اين نوع عقايد خود را اعلام كرده اند كه اين خود جاي تامل دارد با تشكرادامه …
Behnam Jahani
آنچه در زیر میخوانید نظر یکی از رفقای کارگر «مازیار»می باشد که فیس بوکش مدتی است مسدود شده به همین خاطر در فیس بوک خودم گذاشته ام.
در اولین فرصت من هم بهنام اینجا یا توسط آدرسه هیئت تحریریه نظراتم را در تائید نظرات رفقای منتقدین کمونیست خواهم نوشت.
رفقا من هم از فعالین کارگری در داخل کشور جای خود دیدم که چند نکته ا ی را اینجا قلم بزنم. قبل از هر چیز سکوت تا کنون رهبری حزب کمونیست ایران را در قبال این اطلاعیه ضعفی بزرگ می بینم.اگر شما هم عضو این حزب هستید حداقل از طرح مباحث شخصی و کیش شخصیتی پرهیز کنید. اگر بحث سیاسی دارید بنویسید. ما که در اینجا زندگی میکنیم بدلیل سانسور و خفقان باید از هزار و یک فیلتر و صافی بگزریم تا در مباحثی انتقادی که به یک حزب یا جریان مشخص مربوط میشود مشارکت کنیم. پس لطفا فضا را برای منتقدین خود آلوده نکنید. من تا جایی که در حوصله کامنت باشد سعی میکنم مواردی از اظهارات رفقایی را که سنگ عضویت در حزب را به سینه میزنند اما با بحث نازل خود جهتی را که این رفقای منتقد گرفته اند با مغلته گویی به انحراف نکشند. انگاری این چند عضو حزب هیچکدام جایگاه خود را هنوز یا نیافته یا نمی شناسند.ادامه …
Behnam Jahani
از کامنت آخر وارد بحث میشوم که رفقای دیگر هم که هر کدام ابراز نظری کرده می تواند در این بخش جواب بگیرد. تناقضات در نوشته های سیروان از هر سو به خواننده چشمک میزند. «بعضی ار آنها را ستون حزب کمونیست ایران میدانستند» یا » آنها را در حساسترین… ارگانهای تشکیلاتی سازمان میدادند» …سیروان جان شما این افراد یا فردی که توانایی داشته و بخشی از رهبری آنرا ستون حزب دانسته کجاش اشتباه میدانی؟ شما اتفاقا صادق هستی در اینکه این حقایق توانایی آنها را لااقل از زبان بخشی از رهبری نقل میکنی! اما وقتی میخواهی پای به نقد کشیدن بلحاظ سیاسی و نظری بمیان میاد دیگر توانایی سیاسیت قد نمی دهد، چون شما هم از من بهتر می دانی که بیجهت رهبری به این اذعان نکرده که بعضی ستون حزب کمونیست هستند. اما این باز نصف حقیقت است نه همه حقیقت. این جمع از منتقدین مثل هر انسانی از هر مکانی از جامعه ایران آمده باشند و از هز حزب و جریانی دیگری به صفوف شما پیوسته باشند، از کمونیسم کارگری یا جریانی دست راستی، حرکتی که اکنون کرده اند یک پیشروی بزرگ در آن هست، و مدعی آن هستند که این رهبری استراتژی حزب کمونیست ایران را پیش نمی برد. آیا بخشی از همین رهبری دورانی خود مباحث کمونیسم کارگری رای نداند. و خود سید ابراهیم علیزاده نبود که حاضر بود با ماندن این رفقا در حزب کمونیست ایران خط موسوم به کمونیسم کارگری در دستور کار قرار گیرد. بشرطی که این رفقا از این حزب نروند و حزب کمونیست ایران را آن ابزاری کنند جهت به قدرت سیاسی رسیدن طبقه کارگر. بدون اینکه وارد چنین پیشداوری شد که رفیق ابراهیم چقدر با ماندن این رفقا عزم به انجام چنین کاری میکرد یا نه ؟ …ادامه …
Behnam Jahani
یا رفیقی از نوستالژیا صحبت میکند. کجای این بحث رفقای ما یک نوستالژی است؟ نقد آنها هم از گذشته است و هم روند کنونی شما و کمونیسم کارگریها؟ این شمائید که از گذشته پر افتخارمبارزات مشترکتان با هم بریده اید. و اگر دستاوردهایش را کسی بیان کند بر…ابتان نوستالژی است. نکند شما اگر کمونیستی از دستاوردهای کمون و و اکتبر سخن بمیان آورد آنرا با این القاب خطاب قرار دهید همانگونه که منتقدین کمونیست صفوف خود را تاب نمیاورید که از آن تاریخ بحث کند و پایه سانتریسم آن دوران و اکنون درون حزب را به نقد بکشد. تازه مگر این رفقا صریح و روشن بیان نکردند که به دو دوره بعدی کمونیسم کارگری نقد دارند.
سیروان جان زحمت نباشد شما هم پاراگرافی بنویس که دیگران ببینند که شما در صفوف حزب نقد آنها به خط رهبری چه بود و جواب شما چه بود؟. آنها تا حدی که در یک اطلاعیه بگنجد خطوط کلی تفاوتها را دست نشان کردند. دیگر کجای آن حکمتیست است؟ احساس میکنم چند نفر از این رفقا واقعا تاریخ احزاب را هم بدرست نمی شناسند. بی احترامی تلاقی نشود. ولی کسی که میخواهد طرف همچون اطلاعیه بشود باید وزن سیاسیی خود را بهر لحاظ بخوبی بسنجد. نه اینکه مشتی اوراد را از بر کند و پای چنین متنی بریزد.این اطلاعیه بررسی یک پروسه تاریخی را وعده میدهد تا گره گاها و افت و خیزهای آنرا با چپ و راستش از یک زاویه مارکسیستی روشنتر کند. من واقعا تصورم این است که رهبری در مقابل این حرکت رفقای منتقد یکه خورده و سردرگم مانده. وبعضی از رفقای عضو را تحریک کرده اند که علیه این رفقا شانتاژ راه بیاندازند. تا به همین سادگی آب از آسیاب بیافتد.
این رهبری خیال میکند ما کارگران بدلیل فشار کار و زندگی چشم و گوش بسته هر سیاستی را که در آن از طبقه کارگر نامی برده شد آنرا در خدمت این طبقه محروم میبینیم. هیئت تحریریه انگشت روی اساسی ترین نکته گذاشته «چون هنوز تحت پوشش مارکسیسم، میخواهد برخورد خود از زاویه انتقادآت طبقه ای دیگر به وضع موجود را طرح و احکام ناشی از انتقادات غیر کارگری خود به بورژاوزی را به طبقه کارگر به اسم مارکسیسم حقنه کند». بحث های صلاح مازوجی در برنامه کومله تی وی «ما و فعالین» بر سر مسئله جنبش کارگری از نظرات ایرج آذرین راست تر و از نظرات کورش مدرسی پوپولیستی تر بوده و هست. ملغمه ای که صلاح مازوجی دبیراجرانی حزب از کارگاههای ده نفره و توسعه اقتصادی ایرج به وام گرفته و گفتارهای تلویزیونی کورش که بر کارگران میتازد «دیگر خر نشوید» دو رویه یک سکه هستند که میخواهند طبقه کارگر ایران را نردبان رشد گرایش و حزب سکت خود کنند. صلاح مازوجی بیشتر از هر کسی در این یکسال اخیر دل در گرو بدست گرفتن رهبری گرایش رفرمیستی درون طبقه کارگر است. در این میدان گوی را از سید ابراهیم برده. این که کشیش کاتولیک تر از پاپ شده به تیزی صلاح بر نمیگردد بلکه ایشان به زائده سیاستهای سانتر سید ابراهیم تبدیل شده.

ملاحظه: من با نظرات رفقای منتقدین کمونیست موافقم هستم و نه با رفیقی دیگر که مدتی پیش به اسم حسن معارفی پور نوشته های را درج نمود که نه بلحاظ محتوی و نه فرم با این جمع همخوانی نداشت. و تازه نوشته هاش جای خود دارد نقد شود.ادامه …
Mohammad Mohammadi
دوست عزیز بهنام من عضو حزب نیستم تا وارد دفاع از سیاستهای حزب و یا دوستان شما بشوم.
و اما به نظر م شما بهتر است با نام خودت به قول معروف هر چه خواهد دل تنگت بگویی.
دوست عزیز تاریخ مصرف این نوع اعمال بسر آمده است. هنوز هیچی نشده شما دارید ا……ز زبان مازیار که گویا کارگر است و مدتی است فیس بوک مسدود شد است حرف می زنید. اخر دوست عزیز امروز اطلاعیه صادر شده ایشان از چه طریقی همین امروز از صدور اطلاعیه با خبر شده، آن را مطالعه و به دفاع از آن بر خواسته است. تازه کارگری که شما با نامش حرف می زنید سکوت رهبری حزب را ضعفی بزرگی می بیند. یعنی این کارگر تا این حد ساده است که انتظار دارد اساعه رهبری یک حزب سیاسی به این اطلاعیه جواب دهد. دوست عزیز شما که مدعی هستید کمونیست ومدافع کارگران هستید آنها را دست کم نگیرید. فکر نکنید کارگران ابله اند هر وقت هر کی خواستید میتواند فوری ازیشان بار بکشد.
رهبران ودست اندرکران جنبش سبز اعم از راست و چپش هر چه خواستند نتوانستند کارگران را وارد جنگ جناحهای درون حاکمیت کنند. تا این اندازه هوشیار و آگاه بودند.
خواهشا از همین حالا دور کارگران را خط بکشید دوست عزیز.
واما در مورد آنچه که با نام خود نوشته ای. همین بس که هنوز هیچی نشده است دارید هرچه القاب نادرست و ناروا است به رهبران این حزب نسبت می دهی. هنوز جواب رهبری حزب را دریافت نکرده شمشیرت را از رو بسته ای. دارید ثابت می کنید که شماها هم از جنس حسن هستید. حسنی که همان اراجیفی را تکرار کرد که سی سال است جمهوری اسلامی بر علیه کمونیستها تبلیغ میکند. تجاوز به ؟؟، دایم الخمر و….
واما کورش مدرسی هیچ وقت به کارگران نگفته است کارگران خر نشوید. او زمانی گفت مردم خر نشوید به حرف شیادان گوش ندهید و به فراخوانشان به خیابانها نیاید.( البته به نظر من هم جمله کورش درست نبود) و اما همین کورش مدرسی و حزبش با هر هدفی که باشد هر دو بار از فراخوان کومه له برای اعتصاب عمومی در کردستان حمایت کردند.
دوست عزیز هنوز هیچی نشده صلاح مازوجی را متهم میکنید به اینکه نظرات دیگران را کپی میکند و به خورد مردم می دهد. میدانید این اتهام تا چه اندازه غیره منصفانه و غیره رفیقانه است؟ صلاح مازوجی نزدیک به سی سال است یکی از افراد مطرح این حزب است. همان موقع که جریان کمونیسم کارگری با این حزب بود هم همینطور بود. تا به امروز من از اعضای حزب کمونیست کارگری و حزب حکمتیست نشنیده ام در مورد صلاح اینطوری قضاوت کنند.
راستی من فکر میکنم این ادبیات و دلایلی که شما بکار برده اید برایم آشنا است.اخر اخیر ا باب شده افرادی با نامهای جعلی از خود تعریف و تمجید میکنند.منظورم شما نیست چون حتما اعضای حزب شما را می شناسند.
به هر حال امیدوارم رنجش این رفقا رفع و مسئله به نفع جنبش چپ حل و فصل شود. شاد باشیدادامه …
Masoud Sheriffi
سیروان عزیز این بحثهای شما در رابطه با بخشی از رهبری که شما به آنها نقد دارید .از کانال فیس بوک درست نیست. شما بعنوان عضو حزب می دانی که هر عضو حزب حق دارد که نظرات خودش را و انتقاداتش را از طریق کانالهای تشکیلاتی*جلسات اعضا و …* مطرح کند…. من و رفقایی دیگری نظر دادیم که شما بعنوان عضو حزب لازم نبود که نظرات آنها را پخش کنی چون آنها خودشان میتوانند این کار را بکنند و نظرات خودشان را منعکس کنند. حالا شما برای توجیه اینکار و درستی آن به نقد رهبری می پردازی. این شیوه متد درست نیست. من با نظرات شما آشنا هستم و می دانم که شما یکی از رفقای فعال و قابل اتکای حزب هستی.ادامه …
Sirwan Pertwnori
در جواب به اقای بهنام باید بگویم که دلیل بی جوابی از سوی رهبری تشکیلات حزب و کومه له دلیل بر ضعف نیست بلکه دلیل بر این است که نظرات و دیدگاه های این اشخاص در حدی نیست که کمیته رهبری وقت خودش را با این نوع چیزها بگیرد.ما افق بزرگ تر و هدف بس…یار مهم تری داریم و اگر هم وقت داشته باشیم برای رسیدن به دورنمای سیاسی مان انجام خواهیم داد و هنوز این اشخاص مباحث خود را به شیوه فرموله و منسجم ارائه نداده اند من دوبار این اطاعیه را خواندم هیچی دستگیرم نشد و خود این رفقا هم در هیچ کدام از جلسات تشکیلاتی بحث جدی از نظرات خود ارائه ندادند تا بدانیم واقعا دیدگاه این اشخاص چیست و چگونه برخورد باید کرد بجز یک مورد در رابطه با موقعیت جنبش کارگری و موقعیت مبارزات این جنبش که جواب خود را گرفتند و از سوی سمکو نوری و چند نفر دیگه ارائه داده شد.شما که در فضای خفقان هستید اقای بهنام و در این بحث شرکت کرده اید باید به خدمت شما عرض کنم که ما فضا را برای منتقدین الوده و ناسالم نکرده ایم و خود همیشه از کسانی بودیم که دوست داشتیم منتدقین به حزب و کومه له از راه های مشروع تشکیلاتی برای ابراز عقاید و دیدگاه هایشان استفاده کنند و موازین و اصول های حزبی را در این چهار چوب که عضو حزب و پیشمرگ این جریان هستند رعایت کنند.ما جایگاه خود را به عنوان یک عضو حزب درک کرده ایم و فکر نکنم لزومی داشته باشد شما برای ما مشخص سازید و روشن کنید که ما چه جایگاهی داریم در درون حزب خودادامه …
Sirwan Pertwnori
اقای مازیار باید به شما بگویم سازماندهی این رفقا در ارگانهای مهم و کلیدی تشکیلاتی مبنی برا این نیست که این توانایی هایی که این رفقا داشته اند دیگر هیچ عضو و پیشمرگی نداشته است بلکه تک تک این رفقا در درون حزب ما اگر برایشان زمینه و امکانات ف…راهم کنی نه از سمکو و ناصر بلکه تا سطح رهبری هم خواهند رفت .سازماندهی این رفقا در ارگانهای تبلغی برااساس استعداد و توانایی هایی بوده که دبیرخانه وقت انها را سازمان داده است و گرنه حال هم خیلی ها هستند در درون این تشکیلات صد برابر این رفقا تواناتر و با اصول تر هستند و به ارمان خود هم اعتقاد عمیق دارند و روزانه برایش مبارزه میکنند.ایا کدام استراتژی حزب کمونیست ایران و کومه له توسط رهبری و این تشکیلات پیش نبرده شده است ما در کنگره اخیر خود بررسی اوضاع کنونی جهان و ایران و منطقه را به شیوه کاملا شفاف ابلاغ کردیم و ان را در تلویزیون کومله هم پخش کردیم اگر کمی به خود زحمت میدادید گوش کنید خیلی خوب میشد رهبری این تشکیلات هم از سوی اعضای این حزب انتخاب میشوند و اعضای حزب کمونیست ایران اکثریتشون رای دادند که این تعداد به عنوان رهبری فعلی کومه له و حزب باشند و هر کدام از این رهبری صلاحیت سیاسی و تشکیلاتی و اجتماعی این را دارند که سیاست های حزب را پیش ببرند .لطفا شما کمی شفاف تر نقد کنید که چه سیاستی از حزب کمونیست ایران توسط رهبری پیش نرفته است باید روشن به ان اشاره کنید نه سنگی به هوا پرتاب کنید ؟و از اب گل الود بخواهید ماهی بگیرید.در رابطه با اینکه ایا رفیق ابراهیم علیزاده خود با کمونیسم کارگری بوده یا نه و یا اینکه پیشنهاد داده که جماعت موسوم به فراکسیون کمونیسم کارگری در درون ما بمانند و با این نام هم فعالیت کنند باید بگویم بی انصافانه است این قضاوت چون کمونیسم کارگری و شخص منصور حکمت مسئله اساسی اش تنها انشعاب نبود بلکه نابود کردن کل کومه له در تاریخ جنبش چپ و کمونیستی در ایران بود ایشان بهادامه …

Sirwan Pertwnori
توجیهاتی که برای انشعاب خود میاوردند مشخص بود که میخواهند کومه له را از بین ببرند و اسمی از کومه له نزارند اما خوشبختانه کومه له از ان چیزی که منصور حکمت و رفقایش فکر میکردند با نفوذ تر بود و دیدیم در طول یکی دو سال دوباره تشکیلات خود را …سازمان داد و تا به امروز هم مبارزه ای صادقانه و کمونیستی داشته است و تاریخ کل مبارزات این حزب پر از فداکاری و جساریت
صدها کمونیست جانباخته است که در این راه مبارزه کرده اند و ما هم راه انها را ادامه میدهیم و خواهیم داد اما ان حزب تک بنی و کارگری که اقای حکمت به ان اشاره میکرد چه به سرش امد دیدیم بعد از جدایی از حزب کمونیست ایران اولین انحراف سیاسی و چرخش به راستشان را از بحث حزب و قدرت سیاسی اغاز شد و خیلی ساده وارنه ادعا میکردند که حزب کمونیست کارگری با پنچ درصد از مردم میتواند قدرت را تصرف کند اما خوشبختانه روز به روز دورشدن این جریان با تمام شاخه هایش از کمونیسم و مبارزه سوسیالیستی بیشتر چهره خود را نشان میدهد و چرخش به سوی لیبرالیزم در شرایط فعلی از سیاست های کمونیسم کارگری و شاخه هایش می باشد.ادامه …
Sirwan Pertwnori
این رفقا اقای بهنام هیچ گونه نقدی داشتند به رهبری و در هیچ جلسه ای هم حزب نزدند تا من بخوابم نقد انها را برای شما بازگو کنم تنها در یک مورد سر بحث سندیکا و سندیکالیزم بود که جواب خود را گرفتند این رفقا هنوز تفاوت بین سندیکا و سندیکالیزم را …نمی دانستند و اذعان میکردند که هر کسی از سندیکا حرفی به میان اورد حتما سندیکالیست می باشد.و این رفقا و نظراتشان هم در حدی نیست ما بخواهیم وقت خود را به ان صرف کنیم ما هدف بزرگی تری برای خود ترسیم کرده ایم و اگر وقتی باشد اضافه در راه اهدافمون صرف میکنیم نه برای جواب دادن به نظرات جزیی چند نفر اقای بهنام.وزن سیاسی ما هم به حدی است لااقل بتوانیم در برابر چنین دیدگاهایی مقابله کنیم و نقد کمونیستی خود را بیان داریم .رهبری هم ما را تحریک نکرده دوست عزیز ما اسباب بازی دست کسی نیستیم که هر وقت بخواهند تحریک بشیم یا نشیم ما یک انسان سیاسی و مبارز هستیم و درون حزب خود که بهش اعتقاد داریم مبارزه میکنیم و اگر اختلاف نظر هایی هم باشد وظیفه خود میدانیم به ان جواب روشن و صریح بدهیم این سخنان شما اصلا بویی از ادبیات کمونیستی نداره چون یک فرد کمونیست با حرف کسی تحریک نمی شود بلکه واقعیت را می بیند و برا اساس این واقعیت ها تحلیل و ارزیابی میکند اقای بهنام.ادامه …

Sirwan Pertwnori
در رابطه با بحث های رفیق صلاح عزیزم در مورد جنبش کارگری لطفا شما اگر نقدی دارید ان را مکتوبه و از دیدگاه مارکسیستی نقد کنیم بدانیم کجای بحث های رفیق صلاح خط گرفتن از ایرج اذرین بوده است این حرف شما منو یاد حرف کورش مدرسی میندازه که هر گاهی… نقد میکنه ما رو متهم میکنه به اینکه از خط ایرج اذرین پیروی میکنیم ما منافعی جدا از منافع طبقه کارگر نداریم و برای پیشروی های این طبقه تمام نیروی خود را صرف کرده ایم و در این راه هم داریم مبارزه میکنیم فکر نکنم حرف شما اگر هم راست باشد فعال کارگری باشید به معنی اینکه تمام کارگران مثل شما فکر میکنند خوشبختانه سیر پیشروی ها و اطلاعیه ها و بیانیه های فعالین کارگری و تشکل هایشان بر خلاف نظرات شما می باشد دوست عزیز کمی به تشکل های کارگری و فعالین کارگری نزدیک تر شوید تا خود به خوبی این را حس کنید.طبقه کارگر نردبان به قدرت رسیدن حزب ما نیست بلکه این حزب ما است که نردبانی در دست طبقه کارگر برای رسیدن به قدرت سیاسی و برقراری حکومت کارگری است حزب ما ظرفی است در دست طبقه کارگر برای رسیدن به خواست و مطالبات سیاسی اش ظرفی است برای تصرف قدرت سیاسی از بورژوازی ظرفی است برای منسجم و متشکل کردن طبقه کارگر ایران .این حرف شما به دور از واقعیت است که رفیق صلاح برای به دست گرفتن گرایش رفرمیسم درون طبقه کارگر دل بسته است رفیق صلاح مازوجی از جمله کمونیستهایی می باشد که زیادتر از دو دهه در راه رسیدن به ارمان کمونیستی اش مبارزه میکند و از جمله کمونییستهایی است که صادقانه در راه ارمانش خدمت میکند لطفا کمی منصفانه باشید دوست عزیز.شما که در اخر اشاره کردید با نظرات این اشخاص موافقید نظر شخصی خودتان است اما لطفا در نقد هایتان کمی واقعبینانه تر باشید و دست نکنید تو جیبتان و هر چی دوست دارید بگید .این رفقا همان خط حسن معارفی رو امثال ان را ادامه میدهند چون همه در یک طیف بودند و هستند دوست عزیز کمی شناخت در مورد این رفقا هم را به شما پیشنهاد میکنم که خوبتر انتخاب کنید.با تشکر از شماادامه …
Sirwan Pertwnori
رفیق مصعود شریفی عزیز من با رهبری این تشکیلات اختلافی ندارم دوست من چرا خوب بحث ها را نمیخوانید من گفتم برای ان تعداد از رهبری که از بحث های این نوع اشخاص دفاع میکردند و خود من رو متهم میکردند به اینکه به این اشخاص اتهام میزنم گذاشتم ان هم …شخص خود ابراهیم علیزاده می باشد و گرنه هیچ کدوم از رفقای کمته مرکزی و رهبری از نظرات این اشخاص نه دفاع کرده اند و نه من هم با انها اختلافی دارم .ما چیزی پنهانی از کسی نداریم بخواهیم ان را پنهان کنیم صراحتا باید گفت .باید گفت که رهبری این تشکیلات خود به این نوع اشخاص میدان داد زمینه فراهم کرد انها را بزرگ کرد تا این طوری شده اند هر چی دلشون میخواد به کومه له و حزب میزنند هر چند حرفهای این اشخاص اصلا جای ناراحتی و نگرانی نیست و هیچ نفوذی هم ندارد این نوع بحث های پا در هوایی اما باید اشتباهات را دید ان را نقد کرد من در جلسه تشکیلاتی که شما به ان اشاره میکنید حرف زدم و من را متهم کردند به اینکه دارم اتهام میزنم حالا خوشبختانه برای شخص رهبری مشخص شده که ایاحرفهای من اتهام بود یا واقعیت چرا نباید اینو بگم حالا هم میگم من این اطلاعیه را برای رهبری گذاشتم که بداند و گرنه من اصلا مخالف صد در صد این اشخاص و نظریاتشان هستم و ان را دور از یک دیدگاه کمونیستی واقعی هم میدانمادامه …
Masoud Sheriffi رفیق عزیز من نگفتم که شما با رهبری اختلاف داری اگر تکست منرا خوب خوانده باشی منظور من مطرح کردن انتقادات از رهبری کانال درست خودش است نه از طریق فیسبوک. مگر ما کانال تشکیلاتی کم داریم که شما از این کانال برای نظرات خودت استفاده میکنی. حرف من این بود که شما لازم نبود مبلغ و پخش کننده نظرات منتقدین باشی. این چه ربطی به رهبری دارد. مگر خودشان نمیتوانند اینکار را بکنند.
Sirwan Pertwnori
لازم بودنش این بود که یک بار دیگر کسی رو متهم نکنند به چیزی که واقعیت داره گفتم بزارم که اونهایی که من میگفتم این طوری هستند و بهم میگفتن اتهام میزنی حالا بیا اطلاعیه شونو ببین .فقط از این جنبه گذاشتم رفیق مصعود عزیز و گرنه نظرات و دیدگاه و… افکار من لااقل برای حزب خودم کاملا مشخصه چی است اگر صد تا مثل اینو هم بزارم باکی نیست .ولی این یکی رو برای شخص گذاشتم که به من گفت تو اتهام میزنی به اینها؟اول بار در جلسه تشکیلاتی حرف خودم رو زدم عزیز منم مراحل تشکیلاتی حزبم رو میدونم اخر بار توی فیس بوک اینو بیان کردم و فکر نکنم چیز زیاد مهمی هم باشه گفتم رهبری خودش مقصره حالا هم میگم رهبری خودش اینها رو بزرگ کرد بهشون میدان داد این طوری هر چی دلشون میخواد بگن اون وقت ما رو اتهام زن قلم داد میکردند اونها کمونیست بودند حالا این اطلاعیه مشخص کرد خوشبختانه گذشت زمان همه چی رو اثبات میکنه.این اشخاص اندازه منصور حکمت که تئوری تر اندازه مینه حسامی و عبدالله مهتدی که با نفوذ تر نیستن خب وضع اونها رو ببین جریاناتشونو ببین ؟دیگه اینها رو نباید اصلا مشغله کرد فقط مبارزه سیاسی و درون حزبی برای شفاف سازی تشکیلات کمونیستی ما لزوم دارد اعضای این حزب باید همیشه نقد داشته باشند از مواضع های انحرافی این نوع اشخاصادامه …
Arman Pouya رفقا پيشنهاد ميکنم تا روشن شدن مواضع اين رفقا صبر کنيد اين رفقا هنوز چيزی قابلی نوشته اند و اصلاّ شايد بيش از اين چيزی برای گفتن نداشته باشند. اگر به ياد داشته باشيد فراکسيون کاک مينه هم چيزی برای گفتن نداشت و منتظر بود حزب اين کار را برايش انجام دهد. لب کلام حالا نوبت اين رفقاست که حرف بزنند و هنوز نوبت جواب دادن نرسيده است. و اصلا شايد جريان چيزی ورای اينها باشد تا روشن شدن آن نياز به زمان است
Sirwan Pertwnori موافقم رفیق ارمان عزیزم باید صبر کرد نوشته های بعدی شان را منتشر کنند ان وقت ادم میتونه خوبتر نقد کنه و نظرات خودشو بیان کنه
Muhsen Ghobadi همینو کم داشتیم
Behnam Jahani
بهنام هستم و با اسم خودم می نویسم اما فامیلم مستعاره اگر اجازه بدهید نمی خواهم مبارز بودن خودم را صرفا با به زندان رفتن خودم یا فردی دیگری به کسی ثابت کنم.
شما رفقای عزیز هم کمی دهن بر جگر بزارید که از دور دستی بر آتش دارید! این همه شتاب برا…ی چیست؟
ضمنا من نمیخواهم وارد فضای روانکاوانه و فرافکنی های شما بشوم که کسی که جایی نظری می نویسد، در کدام دسته بندی شما قرار میگیرد، آیا بهنام از قول مازیار کارگر مینویسد و هر دو هم مجازیند و یا به جای بفرض ناصربابامیری یا فردی دیگر از رفقای هیئت تحریریه اظهار نظر میکنند.
بنظرم در نظرات شما اغماز نظر زیاد وجود دارد.
اولا این نوشته اگر کم حافظه ای بخرج ندهید 3 روزه در سایتها درج شده نه امروز. ثانیا شما باز کارگران و توده های پیشرو را بنا به اهمیتی که میبایست براش قائل باشید، که نیستی فکر میکنید تو باغ این مسائل نیستند. در حالی که لحظه لحظه زندگی ما با مبارزه عجین شده. تازه به خود سهل و ساده اجازه میدهید که بر مازیار بتازید. این حق را از مازیار سلب میکنید که نظراتش در این مکان ها منعکس نماید. و شروع به ذهن پراکنی های همیشگی کرده اید.ادامه …
Behnam Jahani
ما از چند سال پیش که آنوقت ناصر بابامیری در تشکیلات کردستان عراق در ارگانهای تبلیغی کار میکرد با ایشان آشنا هستیم. و در این اواخر هم که خارج کشور فعالیتهایش را از سر گرفته با وی و دیگر افراد در تماس بوده ایم. مفاد این اطلاعیه و رئوس تفاوته…ا بحث و تقابلی بوده که ناصر بابامیری شروع آنرا در 4 جلسه تدارک کنگره با کمیته رهبری بعهده گرفته و از سوی صلاح مازوجی و دیگر اعضای رهبری مناقشات نظری با ناصر دائر شده. در آخرین جلسه کمیته خارج از کشور با اعضاء، ابراهیم علیزاده هم جوابش را داده. اما نخواسته زیر بار تفاوتهای ابراز شده ایشان در مورد «1. تبین ما از اوضاع سیاسی ایران و منطقه و جهان 2 چشم انداز ما از اوضاع پیشرو و آتی 3. مبانی تاکیتکی ما در سیاستها» شود.
و در تشکیلات کردستان عراق هم از سوی حامد محمدی و سمکو نوری و سایر رفقای منتقد این بحث بسط داده شده که سیروان به این سادگی میخواهد با اتهام زنی اینکه این رفقا بحثی نامنسحم کرده اند و جوابشان را داده ایم و دیگر لزومی نیست وقت خود را رهبری صرف آن کند!
این منطق برخورد نظری را عزیز از کجا آورده ای!؟ مگر میشه بحث جمعی انسان کمونیست که فعلا در سطح کلیلت تقابل خود را با رهبری یک حزب طرح کرده اند در مقابل آن سکوت نمود یا در فیس بوک با کامنت گذاشتنهای امثال شما عزیزان از کنار آن رد شد!؟
اگر شما این ادعای را که میکنید بخواهید به ثبوت برسانید باید از درد دل دل فیس بوکی نوشت به رهبری و دلسوزاندن و تعصب خشک و خالی به عضویتتان در حزب بیرون بیائی، فراتر بروید و رهبری را وادار کنید که از پس این تقابل بر بیاد. زیر توجیهات که شما برای رهبری آورده اید که این اطلاعیه را فاقد چنین وزنی می بینید که آنها به آن جواب بدهند، دقیقا مثل همه سکوتهای تاریخیتان خود را بی وظیفه کردن هایتان را در این مواقع حساس دامن میزند.
اتفاقا این اطلاعیه بزعم ما و خیلی های دیگر وزنش را در داخل کشور باید سنجید نه در طول و عرض یک تشکیلات. نه با ارزیابی که شما از خود دارید. و میخواهید علیه این رفقا با القاب و عنواین صادر کردن به مناقشه با آنها بروید.
محمد محمدی عزیز هم امیدوارم دست از این شکاکیتهای خودش دست بردارد که زیاده از حد انرژی را تلف می کند. چون بجای این می تواند در فضای باز سیاسی به طور روشن بگوید مخالف چه چیزی در این بیانیه است. تعریف و تمجیدها این یا آن بخش سیاستهای کومله را بگذارد برای بعد که از دیدگاه این رفقا هم ببینیم اینها را چه جوری ارزیابی میکنند. کومله در 16 مرداد فرخوانی را سازمان داد. که اهمیت ان قابل درک بوده اما باز بلحاظ تحلیلی باید محتوای این گونه سازماندهی ها بررسی شود. یا بخصوص فراخوان کومله در 23 اردیبهشت 89 در اوضاع و احوال مشخصی تاکتیکا در قبال اعدام چند فعال سیاسی موضع گرفت و بیشتر روی خطاب فراخوان به اقشار بینابینی جامعه کردستان بود…ادامه …
Behnam Jahani
اما مردم کرستان بنا به سوابق مبارزاتی ضد رژیمی خود آنرا یک فرجه برای محک زدن اعتراضات خود به رژیم نشانه رفتند. یعنی حکم لغو اعدام در جامعه ایران تاریخ آن برای مردم روشن است به کدامین مراحل مبارزات کمونیست ها گره خورده. این اگر یک خلاقیت تاک…تیکی هم باشد که رهبری این حزب بدرست دارد از تاریخ گذشته خود با کمونیستهای دهه ی شصت بیرون میشکد پس نوستالژیک نیست بقول مازیار. اما محتوی و درونمایه فراخوان یک تاکتیک پوپولیستی را در خود نهفته دارد. که خطاب اصلی آن اضشار بینا بینی جامعه است، نه با هدایت و رهبری طبقه کارگر. مگر نمونه «خیزشها در جنبش های خلقی » بر این مدعا صحه نگذاشته. آیا میشه خیزش توده ای مردم کردستان عراق را در سال 1991 را برای طبقه کارگر و مردم زحمتکش و قحطی زده در کردستان عراق را که از سوی احزاب بورژوازی هدایت و رهبری شد را در تاریخ مبارات رادیکال چون دستاوردی برای آنها برشمرد…ادامه …
Behnam Jahani این رفقا تا قبل از درج این اطلاعیه چون قصیه تقابل برایشان درون خزبی بود بهچوجه با ما وارد جزئیات آن نشدند. آنرا پرنسیپی برای خود قرار داده بودند. بنظر ما هم کار بسیار درستی کردتد. حتی من دو هفته پیش با هلمت احمدیان از اعضای رهبری حزب کمونیست ایران در این زمینه خواستم وارد یک بحص صمیمانه شوم. اما ایشان به نوعی بی رغبتی نشان داد و سوالات من را بی پاسخ گذاشت. حال که طی اطلاعیه ای این رفقا مباحث اشان را علنی کرده اند. دیگر ما توانسته ایم بیشتر از جوانب اقدامات این رفقا با خبر بشویم.
Sirwan Pertwnori
بهمن جان اگر برايت امكان دارد وزن اين اطلاعيه را در درون جامعه بخصوص در درون جنبش كارگري زنان دانشجويي جنبش انقلابي كردستان براي ما روشن سازيد؟به نظر من اين چنين اطلاعيه هايي از سوي چنين كساني ارزش اين را ندارند كميته مركزي حزب و كومه له بخ…واهند به ان جوابي دهند اين رفقا اين حزب را ترك كردند خب دنبال ان جرياني برن كه به نظر انها نظرات شان را منعكس ميكنند در بين جريانت چپ حاضر اين رفقا با كدام جريان خود را نزديك ميبينند؟نظرات خود و ديدگاههاي خود و تحليل خود از اوضاع سياسي جهان را با كدام يكي از جريانات چپ همخوان ميدونن برن داخل ان جريان؟نميشه هر چند سال يك بار در درون حزبي تو منتقد بشي و بري تو حزب ديگر اين سر درگمي هستش دوست من اين كجاش مبارزه انقلابي و كمونيستي هستش كجاش در خدمت ارمان انساني است هر چند سال يك بار با ديدگاهي با استرات‍‍ژي مشخص منتقد بشي و بروي داخل جريان ديگر؟كمونيستها به تغيير اعتقاد دارند اما اين تغيير نيست هر چند سال يك بار با جرياني بود و مدتي را باهاش گزروند و اخر سر منتقدش شد خب اگر به قول شما اين اطلاعيه چنا وزني دارد خب از طرفداران اين اطلاعيه و خود شما بياييد و يك جريان چپ و راديكال را بنيان كنيد شايد شما توانستيد مبارزه سياسي و طبقاتي را به سوي ديگري هول دهيد؟دوران چپ كاغذي سپري شده دوست عزيز !!نفوذ اجتماعي و تاثيرات در مبارزات جنبش هاي اجتماعي را بايد محك كاركرد هر جرياني دانست كه متاسفانه شما ان را نميبينيد؟ما سكوت نكرده ايم اگر اين رفقا راست ميگفتن چرا در داخل حزب كنفرانسي نزاشتند چرا سميناري نزاشتند ديگر اعضاي اين حزب را از نظرات خود با خبر كنند؟خب نميشه شما از دور قضاوت كني و هر چي دلت ميخواد به دهنت بياري ؟در كدام جلسه اين رفقا انتقاد داشتن به سياست هاي حزب ميشه شما بگي ؟من كه داخل حزب هستم بجز يك مورد اونم در رابطه با بحث سنديكا و سنديكاليسم من بحثي از اين رفقا نشنيدم و حتي به شيوه نوشتاري هم اين رفقا نظرات منتقدانه خود را بيان نكردند كه ديگر اعضا از اين اختلافات با خبر شود ؟خب يك انسان مبارز نبايد از ابراز عقايد خود وهمي داشته باشد بايد در سخت ترين شرايط هم نظرات و ديدگاه هاي خود را بيان كند ؟ايا اين رفقا در درون حزب ما اين كار را كردند ؟خب نكردند ديگه اين اولين نوشته اين رفقا در رابطه با اختلافاتشون مي باشد كه به نظر من هم سر و ته اش مشخص نيست دوبار خواندم ولي هيچ دستگيرم نشد خب معلومه از چنين وزني برخوردار نيست نه تنها رهبري به ان جواب ندهد بلكه يك عضو حزب هم لازم نيست به ان جواب بدهد ؟هر كسي كه سياست هاي حزب كمونيست ايران برنامه كومه له را قبول ندارد ميتواند راه خود را جدا كند و به ان حزبي بپيوندد كه خودش را با ان نزديك ميداند ؟ادامه …

Azar Radmanesh: ma ham jami az danshjoyan ba payam ke dar facebook gozashtim alame poshtebani khod az rofaghaya montaghdin cumonist ebraz dashtim. lotfan alihe rofaghaya sfofe khodetoon shayae parakani nakonid. behname aziz khili az waghitha… ra eshre kard. ke shoma azaya hezb nabayad az kishe shakhsyt dadan rofaghtan be soraghe in etlaaya byaid. naser babamiri az gharae malom hala dar oropa ham ozwe hezbe cummoniste iran ast. waghean chetor be khodetoon ejaze midid pas az salha talashe syasi bi waghfe yaka yake monteghdin khora ingone be top wa tashar bbndid. magar naser wa hamed wa smko wa shaho neamati …. az behtarin rofaghya syasi sfode shoma nistand? waghean darid yak taswir az in hezb ba in rahabari midahid ke khanande zyad nyaz nadarad donbale masale teaorik begardad ke in rofagh chera be shoma naghd darand. chon in barkhorde rahbari wa azaya be khat shode poshte saresh. haky az yak monasebate syasi moshakhse ast. be nazare man shoma darid ba in shewa sekt bodan khodeton ra be hame neshon midahid. ke hich naghde nazari wa syasi ra bar namitabid. omidwaram ke be khodetan byaid wa syasitarin rofaghya khodra ba in rwesh,haya hazfi az falyate cummonisti bar hazar nadarid. naser babamiri ya smko ya digar rofagh ya sahim dar in harakat be dalile ine syasi hastand wa paratik cummonisti darand khoshbakhtane ta konon warede chnin midani nashodeand. wa nafse etlaya ham dal bare in ast ke in rofagha in zarfiat ra az khod neshon dadeand. shoma ham agar waghean bahsi dashtid be in shekl ghelzate shantazh ro alihe ishan bala namibordid…..ادامه …
Sirwan Pertwnori دوست عزیز اذر جان من اصلا شما را نمیشناسم و در جنبش دانشجویی هم اسمی از شما نشندیم تا به حال معلومه بازم از اسم های مستعار استفاده کرده اید برای اینکه اثابت کنید که کسی در داخل با شما هستش؟چرا وقتی ما واقعیت ها را باز گو مکینیم و نقد میکنیم… به شانتاژ کار و برخورد غیر سیاسی متهم میشویم ولی این اشخاص چیزهایی را بیان میکنند که به دور از واقعیت است کمونیست شدند این دشمنی با حزب کمونیست ایران نیست
پس چی است.لطفا اگر نقدی دارید در عالم واقعیت نقد کنید با اسم های عجیب و غریب کامنت نزارید چون ارزش مصرفی برای من یکی ندارد .ما هیچ گونه برخور بدی به این رفقا نداشته و نخواهیم داشت انها نقد دارند ما هم جوابشان را خواهیم داد بدون پاسخ چیزی را باقی نمگذاریم دوست خوبادامه …
Kamal Malak با سلام به همه ،رفقا و دوستان ایا میشود پرسید نتیجه این بحث به کجا رسید نمونه های زیادی از مباحث فوق را با کامنت های کوتاه و بلند در فیس بوک شاهدد بوده ایم که دلایل زیادی را میتوان از ناسالمی شیوه بحث، دور بودن از مکان ، نداشتن اطلاعات کافی از موضوع ودر نهایت بی نتیجه گذاشتن آن بر شمرد اما به نظر من وقوع چنین مباحثی چه در مورد حکا و دوستانی که خود را منتقد کموننیست نامیده اند وچه ما های که از دور به قضاوت پرداخته ایم
عدم وجود بستر اجتماعیست برای به محک زدن چنین مباحثی و در نهایت پالایش دستاوردی که در پراتیک مبارزه ای زمینی وعینی بتواند موانعی را از سر راه جنبشی بردارد که نیازمند ابزار است، در هوا معلق ماندن چنین بحث جدالهای از بی پایگی مادی نشئت میگیرد و بیشتر به کالاهای میماند که مصرف زمینی وداخلی ندارد و برای جنبشهای سوسیالیستی،کارگری، هیچ خیر در بر ندارد
Sirwan Pertwnori رفيق كمال عزيز ما بحث نا سالمي نكرده ايم اين اشخاص نظرات و انتقاداتي دارند كه در نوشته اخيرشان به ان شاره كرده اند ما هم در اين قسمت از كامنت ها ضروري دانستيم كمي مسئله را بازتر كنيم .چون واقعا ارزش ان را ندارد بخواهيم در يك مقاله ان را نقد كنيم تا جايي كه امكان داشته من اخر نفر بودم بحث را ارائه دادم بعد از من كسي نيامد بحث را ادامه بدهد هر كي دوست دارد تا بحث رو ادامه بدهيم در اينجا دوست عزيز

Behnam Jahani سکوت راهی برای فرار از حقایق!

رفیق محمد محمدی (هر چند اذعان میدارد عضو این حزب نیست و جانبدارنه هم وارد بحث نشده)، و دیگر رفقایی که اینجا پای اطلاعیه 1 منتقدین کمونیست هر چه در توان داشتند قضاوتها و حرفها و انگ و برچسب ناروا حواله کردند، بدون اینکه یکی بگوید در واقع چه نقدی به این رفقا دارد دفاعیات تهیجی خود را ول کردند و همان راه سکوت رهبری را پیشه کردند. 2 روز پیش در جلد دیگری نوشته ای با امضائ آیلا صادقی را دیدم به دلیل اینکه زیاد ندانسته این نوشته برای تشکیلات چه مصارفی دارد که ایشان را تحریک به نوشتن آن کرده اند، خیلی از ادعای ها رفقا سیروارن و دیگران را که منکر نبود تفاوت نظری جمع منتقدین بودند برملا کرد. آیلا در نوشته اش اش اشاره میکند :در همین ارتباط باید به اطلاع برسانم تا زمانی که «ناصر بابامیری و سمکو نوری» در داخل تشکیلات کردستان حضور داشتند، حداقل طی این دو سالی که من در حزب کمونیست هستم نه دیدم و نه شنیدم که صحبتی در مورد تفاوت های نظری و فکری خود مطرح کنند». آیلا بنا به براین وقتی این مباحث در تشکیلات وجود داشته ایشان یا هنوز پیشمرگ نبوده یا اگر هم بوده هنوز عضو نبوده تا در این جلسات حضور یافته باشد. تا جایی که من هم اطلاع دارم تنها اعضاء حزب می توانند در جلسات سیاسی شرکت کنند. پس ایلا بیشتر بنظر میاد که چیزهای را برایش گفته باشند و اینجا دارد بشکلی روایتی از گذشته حرف می زند. نوشته آیلا در هر پارگراف به خواننده میگوید که بیش آز آنکه خودش کمر همت بسته باشه که در حد توانش به دفاع از خط رهبری بپردازد که من اینرا بطور مسلم حق آیلا یا هر شخصی می دانم ، اما متاسفانه چیزهای را بهش دیکته کرده اند.
باز نمونه روایتی شناخته شده که سالهاست بعد از انشعاب کمونیسم کارگری از سوی این رهبری در تشکیلات کومله و حرب کمونیست ایران جریان دارد. «نکند آنان نیز همچون منصور حکمت تا زمانی که در داخل حزب کمونیست ایران بودند لباس کمونیست را به تن داشتند اما نقش عابر بیگناه را بازی می کردند!؟ آیا دلیل اصلی این موضوع، ترس آنان از نبود سرپناه در خارج از اردوگاه بود و حزب کمونیست را به عنوان سرپناه و پناهگاه خود می دیدند و یا از مبارزه خسته شده بودند و به همین خاطر به جریان کمونیسم کارگری روی آوردند تا از این طریق از کمک های مالی آن استفاده کنند؟ «
این پارگراف بند نوشته آیلا را کاملا به آب میدهد. چقدر ازیکسو درد ناک و از دگر سوی خنده دار است که این رهبری اعضای خودش را بازیچه بی موضعی های خود کند! و اینگونه جمعی از اعضای خود را علیه منتقدین صفوف خود و تاریخ سرشار از افتخار مبارزات مشترک با رفقای سابق خویش بشوراند!!
من روی سخنم به امثال سیراون و ایلاها نیست بلکه خطاب به کسانی است که واقعا این جملات و پراگرافها را خود بزبان نمی آورند، بلکه به اعضایشان القاء می کنند، آیا خواننده حق ندارد بگوید نقش عابر بیگناه را شما بازی میکنید یا دیگران!!؟
آیلا جان با توجه به انکه شما نه امکان مشارکت در جلسات اعضای تشکیلات کردستان عراق را داشتید و نه از جلسات سیاسی و مناقشات نظری خارج کشور خبر داشتید(من در کامنت دیگری به موضوع مناقشات بحث این جلسات اشاره کردم) هیچ کس چیزهای دیکته شده شما را در مورد این رفقا جدی نمی گیرد. اما من مشوق شما هستم که اگر در آینده خواستی قلم بدست بگیری و چیزی بنویسید سعی کن به درک و اسنتباط های خودت اتکاء کنی، حتی اگر هم نادقیق باشد، خوانندگان با شناخت به قوت و ضعف هر نوشته ای میتواننند شما را صاحب نوشته ات بدانند.

در پایان بگویم رهبری شما بحدی دستپاچه شده که کسانی را که بر علیه این رفقا می شوراند خوب درس نداده. حقیقتا شما بلد نیستی نقش یک مدافع خوب را ایفا نمائید. تا حال هر چیزی نوشته اید بیشتر به تناقضات درون ادعاهای خودتان دامن زده اید. نوشتهای شما من را یا این عبارت معروف میاندازد
» اگر خواستی چیزی را تضعیف کنی بنادرست به دفاع از آن بپرداز»ادامه …
در تاریخ اکتبر 31‏ و ساعت 04:04 قبل از ظهر

Behnam Jahani
رفقا و دوستان من چون یکی از سمپاتها و همسو با منتقدین کمونیست در داخل کشور طی یاداشتی به ایمیل شخصی حسن متذکر شدم که با توجه به تفاوتهای سیاسی و پراتیکی از تداعی نمودن خود با جمع منتقدین کمونیست پرهیز کند، و هم در متن با امضای آزاده(سیما نجم) این مورد را یادآور شدم اما حسن طی متنی تحت عنوان «کمونیسم کارگری، کمونیسم بورژوازی و آلترناتیو ما» طبق معمول گویا خواسته از همان خصلت فرصت طلبانه کمونیسم بورژوازی به نفع خود بهره ببرد. حسن بارها از این روشهای منسوخ برای مطرح نمودن اسم خود و زیر پا خالی کردن رفقای حتی همفکر خود در داخل هم بهره میگرفت…

مقاله حسن معارفی پور در سایت ازادی بیان»http://www.azadi-b.com/J/2010/12/post_523.html»

نوشته‌شده در Uncategorized | 9 دیدگاه

نویسندگان «پنهان» ونوشته های امضا شده

نویسندگان «پنهان» ونوشته های امضا شده
تکرار یک سناریوی کمیک

در پی اعلام علنی اختلافات سیاسی ما اعضای حزب کمونیست ایران و کومله با «خط رهبری» در قالب چند اطلاعیه تنی چند از اعضای این «خط رهبری» مأموریت یافتند با چند نوشته فضای سیاسی که ما منتقدین کمونیست گشوده بودیم ومیخواستیم در این فضا، همانطور که در اطلاعیه ها به آن اشاره کرده ایم رفیقانه و سیاسی اختلافات خودمان را پیش ببریم، فضای سیاسی موجود را به میدان افتضاحات ولجن پراکنی علیه مخالفین در فضای مجازی تبدیل کردن. این نوشته ها که در سایتها نیز موجود و در معرض دید هر ناظرسیاسی میباشد، به طور قطع مهر تاییدی بر نظرات ما مبنی بر بی ربطی «خط رهبری» با کمونیسم و طبقه کارگر است. از سویی دیگر این بازگشایی قاموس ها و ادبیات مستهجن «خط رهبری» برای هجوم بردن به رفقای منتقد صفوف خود که پیش پای جمعی از اعضایش گذاشته مقاربت عجیبی با هجوم های صف شکن استالینیسم در قلع و قمع رفقای منتقد خود داشت اما انگار فعلا زمان حذف تشکیلاتی است و فردای هم دارد. پراتیک استالینیستی که که دهه هاست بورژواها دشمنان قسم خورده طبقه کارگر میخواهند برای بد نام کردن و خدشه دار کردن سیمای کمونیسم علیه ما بکار ببندند. پس میشود گفت این تکرار تاریخ را کمونیزم بورژوایی به اسم کمونیسم میخواهد تراژدی تلخی از آن بسازد.
تفاوتی که میشه میان این دو دوره قائل بود شکل بهره برداری و فراهم نمودن امکاناتی است که امروزه افسار گسیخته تر میتواند با پیشرفت تکنولوژی بمباران افکار عمومی و سمپاشی کردن سریع تر در شعاع و ابعاد وسیعتر در این سیستم ترور شخصیت بکار گرفته شود. اما این حالت متعارف شده دیگر بی شک قبل از نشان دادن هر کنشی از سوی طرف مقابل خنثی کننده آن بالا رفتن شعور سیاسی و تشخیص فردی و جمعی جوامع است که دیر یا زود پرده از چهره اش بر میدارد.ادبیات سیاسی این خط حاکم سعی در مسموم کردن فضای بحث سیاسی، دروغ پردازی و قلم فرسایی در حوزه تخصص خودشان همانا هتاکی است. کمک جستن از دبیرخانه کومله و استفاده از پرونده و بیوگرافی شخصی اعضا و دادن کد بجای جواب به یک نقد جدی از زاویه منافع طبقه کارگر و جنبش کمونیستی تنها گوشه هایی از نمودهای بارز بی ربطی «خط رهبری» کومله و حکا حتی در بحث سیاسی است. این ادبیات و سبک و سیاق نوشتن و بررسی مسائل تنها از یک خط و جهت سیاسی شناخته شده برمیخیزد که آدم را یاد انشقاقات و روند تکثیر سازمان زحمتکشان و انشعابات درون حزب دمکراتیها میاندازد که در اوج اختلافاتشان تا کجا پیش رفتند. البته این ادبیات اشتهایی فراتر از این حریم دارد. این همان خط سیاسی است که در دوران اختلاف سیاسی فراکسیون کمونیسم کارگری نیز در بیرون جلسات به شانتاژ و شخصیت شکنی میپرداخت و در جلسات سیاسی لالمونی میگرفت. در جلسات سیاسی هنگام طرح اختلافات هیچ جوابی در چنته نداشت و بیرون جلسات به فرمان این «خط رهبری» به انگ و برچسب زنی میپردازد و هنگام علنی شدن اختلافات تا افتادن آبها از آسیاب عزلت نشین خانه کارگرپناهی و کمونیست پناهی میشود و مئموریت توضیح «واقعیات» را با امضای اعضایش به عهده میگیرد.
این جمع از اعضاء هر چند نباید زیاد مورد موآخذه وسرزنش قرار گیرد که همچون روبوت تنها آنقدر در بیان نظراتشان آزاد هستند که آن برنامه ای که بر رویشان اجرا شده را به انجام رسانند، اما باید پرسید که برچسبهایی همچون «اینها با این مواضع کمونیست کارگری و حکمتیست» هستند به چه دلیلی بود؟ از جلسات مکرر سیاسی درون تشکیلات و ارگانی که چند سال قبل استارت آنرا زدیم صرفنظر کنیم که در مورد راست روی خط رهبری در جنبش کارگری و جنبش رهایی زنان و جنبش دانشجویی با اعضا و یکایک عضو کمیته مرکزی کومله وارد مباحث و مناقشه نظری شده ایم و از جانب منتقدین خط رهبری جوابی کوبنده گرفت. برچسبهای صلاح مازوجی در سمیناری قبل از شروع کنگره 10 حزب و کنگره 14 کومله در جواب به نقدهای رفیق حامد محمدی و نگارنده این نوشته که گویا نظرات آنها دیدگاههای منصور حکمت است و آوردن عبارات «ما نزدیک بیست سال است آنها را تدقیق » کرده ایم و همچنین برچسبهای ر.ابراهیم علیزاده در کنگره 10 حزب کمونیست ایران به شخص من از نمایندگان کنگره حزب و کومله در جواب به کدام دیدگاه مخالف این «خط رهبری» بود؟ یا شاید میخواهید تلویحا بگویید که دلیل این واکنش تیک عصبی به جامانده از بیست سال پیش است که هرازگاهی بدلیل هراس از شبح منصور حکمت و اختلالات روانی بوجود میاید؟ مگر میشود کسی هیچ نظر سیاسی نداشته باشد و برچسب سیاسی بخورد؟! آیا در ارائه گزارش سیاسی کنگره 10 حزب از تعیین دستمزد برای کارخانگی برای زنان صحبت نشد و با فاکتور آوردن از آثار انگلس نگفتم که این دیدگاه و متدولوژی مسلط براین گزارش به مارکسیسم بی ربط است؟ میشود زحمت بکشید و بگویید که این تظاهر آشکار شما که مدافع منافع طبقه کارگر هستید معلوم کنید به بالابردن دستمزد طبقه کارگر مرتبط است یا کم کردن ساعت کار؟! آیا حتی اعضای زن در این کنگره در مقابل این حکم اسلامی و بی ربط به مارکسیسم لام تا کام صحبت کردند؟ آیا جمع همیشه خاموش از اعضاء «خط رهبری» در این کنگره خوابیده بودند یا حال بخود آمده و از ترس اخراج نشدن در «شکل دیگرش»، باید فرامین رهبری را جهت گذاشتن امضا در پای نوشته هایشان را اجرا کنند؟

یکی با ادبیات جامعه شناسانه بورژوایی که پای نوشته ای را امضا کرده میگوید «منتقدین کمونیست درهیچ جلسه ای اختلافات خودشان را اعلام نکرده اند یا درخواست جلسه جهت روشن کردن نظرات سیاسی خودشان را نکرده اند». یا اینکه «اگر کسی برنامه و اساسنامه این حزب را قبول نداشته باشد چرا در درون ما باشد» و یکی دیگر میگوید: » که اینها از سازمان زحمتکشان به حکا و کومله پیوستند.» بنظر میاید امضاکننده این نوشته خودش هم می داند این ادعاها مضحکه ای بیش نیست. درجواب اینها که دست و پای خودشان را گم کرده اند این جمله لنین خیلی صدق میکند که میگوید، گاها سفاهت خورده بورژوازی گل میکند و چیزی میگوید که به ضرر خودش تمام میشود. خوب اولا اگر ما گفته ایم یا اینکه نوشته ایم برنامه و اساسنامه را قبول نداریم پس حتما اختلافات خودمان را کاملا بیان کرده و همه چیز برای هردو طرف محرز است. یک بار دیگر دروغ گویی و اخلاقیات خوردبورژوایی شما مثل دم خروس بیرون زده است که میگویید شما چیزی نگفته اید دراین صورت هر ناظر آگاهی میپرسد پس چرا ادعا میکنند که در هیچ جلسه ای اختلافات خود را بیان نکرده اند و اگر چیزی نگفته اند دلیل اخراج از عضویت آنها چیست؟ یا اگر ملاک اینست تعدادی از منتقدین کمونیست از سازمان زحمتکشان به حزب و کومله پیوستند این را نمیشود دستاویز برای خروج از بن بست سیاسی «خط رهبری» علم کرد، باید پرسید چرا این به قول شما اعضای سازمان زحمتکشان که چندین سال در تشکیلات کومله در عراق بودند در ارگانهای تبلیغی مثل رادیو، تلویزیون و اینترنت… و یا مسئول سیاسی گردان بودند؟ یا اگر پیوستن از حزبی به حکا و کومله طبق همین اساسنامه جرم است چرا پیوستن صلاح مازوجی از چریکهای فدایی در بیش از بیست سال پیش تاکنون جرم نیست مگر چریکهای فدایی با سازمان زحمتکشان به لحاظ سیاسی فاصله زیادی دارد؟
چرا این اساسنامه درمورد کوبیدن گرایشات ناسیونالیست که بعد از تاسیس حزب کمونیست ایران در صفوف حکا موجود بود کارایی نداشت و تا این اواخر هم که گروهی دیگر از بازمانده گان مهتدی از این حزب بیرون رفتند به کار گرفته نمیشد اما بزعم رهبری دیگر اساسنامه فاقد اعتبار برای برخورد به این رفقا است؟
ما در اطلاعیه های منتقدین کمونیست اشاره کرده ایم که رفیق ناصر بابامیری از اعضای هیئت تحریریه منتقدین کمونیست به همین درخواست که از جانب ابراهیم علیزاده ارائه دهنده آخرین سمینار تدارک کنگره مبنی بر مکتوب کردن تفاوتها مطرح شد جواب مثبت داد.

میگویند تحمل در برابر انتقاد از کومله و حزب کمونیست ایران از زاویه منافع طبقه کارگر از جانب این «خط رهبری» سنتی جا افتاده است. قبل از هرچیز باید گفت که این کلمه «زاویه طبقه کارگر» سوپاپ اطمینان جهت فرار از هر گونه نقد به این «خط رهبری» است. یعنی در صورت علنی شدن هرگونه نقدی، منتقدین به این صورت مورد خطاب قرار خواهند گرفت که این از زاویه طبقه کارگر نیست تنها به این دلیل چون ابراهیم علیزاده حوصله انشعاب ندارد و تنها راه خفه کردن مخالفین در نطفه علاج است. اگر اقلیت بخواهد اعلام موجودیت کند این معنایش انشعاب است که در رأس همه ابراهیم علیزاده را هراسان کرده باشد؟
یکی میگوید کومله ناسیونالیست نیست و یکی دیگر از نویسندگان میگوید که کومله پاسیو نیست و بلافاصله خود را به اعتصاب عمومی در 23 اردیبهشت سال 88 و 16 مرداد 84 آویزان میکنند و از این و آن نمونه هایی دال بر ناسیونالیست بودن حکا و کومله را میجوید. به نظرم نه تنها دلیل بلکه مدرک هم موجود است. به یک معنی حکا وکومله پاسیو نیست و همین نمونه ها کافی است که عدم پاسیو بودن آن را نشان دهد و رفیق آذر هم بایستی روشنتر اشاره میکرد تا این ابهام در مورد سناریستها و نویسندگان پشت پرده به وجود نیاید. قدمت این کلمات که گفته میشود کومله «اجتماعی» است یا اینکه کومله «نفوذ» دارد و کومله «پاسیو» نیست به اندازه قدمت حزب کمونیست ایران و کومله است. اما جوابش این نیست که کومله نفوذ ندارد یا اینکه کومله اجتماعی و پاسیو نیست. مسئله به این آسانی است. کومله هم نفوذ دارد و اجتماعی است و هم اینکه پاسیو نیست. کومله نفوذ دارد به این معنی که در میان توده ای از مذهبیون و معممین و ماموستاها چون شیخ عزالدینها در شهر و روستها نفوذ داشت و یا میان بخشی از کارگران و اقشار بینابینی شهری و روستاها، بجز یک دوره مشخص که ابتدا با بحث از کنگره یک تا کنگره دو کومله شروع و متعاقبا شکلگیری مباحث حول تاسیس حکا تا اوایل دهه هفتاد( ه.ش) کومله میان کارگرانی با نفوذ است هنوز به دلیل آنکه نتوانسته اند به تشکل و آگاهی پرولتری دست یابند بعضا به زائده سیاستها و تاکیتکهای رفرمیسم بورژوای سراسری و منطقه ای تبدیل شده. اما امروز بیش از پیش در بین دکانداران و قشر خورده بورژوازی شهری. کومله پاسیو نیست اما در فکر سازمان دادن همه باهمی خورده بورژوازی، بورژوا دمکرات و همچنین متوهم کردن طبقه کارگر است. کومله بانفوذ است اما در بین گرایشات راست در بطن جامعه و متوهم کردن دکاندارانی که به قول ابراهیم علیزاده دکان یک نبش دارند و میخواهند به دونبش تبدیلش کنند. کومله میان کارگرانی با نفوذ است هنوز به دلیل آنکه نتوانسته اند به تشکل و آگاهی پرولتری دست یابند به زائده سیاستها و تاکیتکهای رفرمیسم بورژوای سراسری و منطقه ای تبدیل شده. و کومله هم همیشه و کاملا آگاهانه به منفعت گرایش راست درون جنبش کارگری سکوت سیاسی را اختیار کرده. یعنی کومله نقش کنترل و مهمیز زدن برطبقه کارگر را بخصوص ازدهه هشتاد به اینطرف تا حدود زیادی با موفقیت انجام داده. و میرود تا در بخش سراسری توسط حکا نیز هم این کار را در اولویت فعالیت خود قرار دهد. بی جهت نیست رفیق صلاح مازوجی در سمینار تدارک کنگره با اعضای خارج کشور حکا تاکید میکند که حکا «باید تلاش کند تا ابتکار رهبری رفرمیسم درون جنبش کارگری را بعهد بگیرد».
ر. آذر ماجدی یا هرکس دیگری که پاسیفیسم کومله را اینطور میفهمد در بهترین حالت یک اشتباه معرفتی بنظر میاید، و در بدترین حالت از رهبری حکا و کومله هنوز انتظار دارد که در برابر طبقه کارگر نباید پاسیو باشند.

در جایی دیگر از یکی از این نوشته ها که اعضای خاموش امضا کرده اند چیز جالبی نوشته شده است که خالی از لطف نخواهد بود در چند سطری به آن هم بپردازیم در این نوشته امده است که «علاوه بر این از لحاظ مالی هم هر امکانی که احتیاج داشته اند از جمله پول نقدی برای چند ماه نیز به آنان داده شده است» طبق ادعای یکی دیگر از نویسندگان پنهان قرار بود از این سه نفر منتقدین کمونیست دو نفر در خارج کشور و یکی دیگر زمانیکه اسمش پای نوشته منتقدین آمده که در راه سفر به خارج کشور و احتمالا یونان بوده باشد یا شاید هم بدون هماهنگی این دو نویسنده پنهان به چیزی اشاره میکنند که ما از آن خبر نداریم. به هر رو هیچ یک از منتقدین کمونیست هیچ پولی از کسی دریافت نکرده اند و این تنها همان جلد انسانیت کمونیستی است که برای معماری ناشیانه افکار عمومی به کاربسته اند.
حزب ابزار طبقه کارگر برای پیشبرد امرمبارزه طبقاتی و آشتی ناپذیر با نظام سرمایه داری است اما در حکا و کومله اعضا ابزار دست «خط رهبری» جهت پیشبرد وظیفه خطیر شخصی خود میباشند که حتی از امضای آنها در پای این نوشته ها نیز از آن استفاده میکنند به این خاطر اگر در این هزیان گوییها چیزی از دستشان دررفت به حساب این اعضای خاموش نوشته شود. به این دو خط از یکی از این نوشته ها توجه کنید که این «درافزوده» به کجای مارکسیسم مرتبط است. از یکطرف در این نوشته نویسندهای «پنهان» ما میگویند که «اولا جدایی در هر حزب و جریانی یک امر عادی و طبیعی است و روند تغییر اندیشه و باورهای انسانها هم ناشی از محیطی است که تفکر آنان را شکل می دهد» و از طرفی دیگر مقداری پایینتر این نویسنده شجاع که برای پیشبرد «مبارزه با نظام سرمایه» از امضای اعضایش مایه میگذارد و قیمت پرداخت میکند و «نفوذ خط رهبری» را در نه تنها کردستان که در سطح سراسری البته هم معلوم نکرده که سراسر ایران یا جهان و هم اینکه معلوم نکرده که این نفوذ در کدام قشر یا طبقه است که به رخ دیگران میکشد «درافزوده ای» دیگر به مارکسیسم دارد و میگوید که «اما فراموش نکنید که سرفصل ننگین انشعاب تشکیلات شکن و دشمن شادکن سال 91 هیچگاه دوباره تکرار نخواهد شد…». این دیگر به مانند تردستی میماند لطف کنید برای همه روشن کنید که بلاخره عادی است یا نمیگذارید تکرار شود؟؟!!
در نوشته ای دیگر در همان راستا در جواب به رفیق آذر ماجدی که به کتاب سوزان اشاره کرده امده است که نوشته های رفیق منصور حکمت هم برروی سایتها است و هم اینکه برنامه ای در رادیوی «خط رهبری» به نام تاریخ حکا به روایت اسناد موجود است که نوشته هایی از منصور حکمت و مهتدی خوانده میشود که این نوشته ها گویا آزاد و بدون سانسور در اختیار همه میباشد. اولا باید گفت که ما منتقدین کمونیست که طی این مدت در تشکیلات حکا و کومله بودیم شاهد سوزاندن کتاب یا نوشته ای از رفیق منصور حکمت نبوده ایم، اما خواندن آثار باارزش و مارکسیستی منصورحکمت توسط شگردهایی که ما اسم آن را فشارهای نرافزاری گذاشته بودیم را تقبیح میکردند. مثلاعضو کمیته مرکزی کومله و حکا که بحث تئوریک را به بحثهای درون قهوه خانه تشبیه میکرد و این گفته از تلویزیون کومله پخش شده است در جلسات میگفت که خواندن هرکتابی آزاد است، من خودم کتابهای خمینی را نیز خوانده ام شما هم میتوانید کتاب منصور حکمت رانیز بخوانید. یعنی در واقع به این صورت خواندن آثار منصور حکمت که سرنوشت چپ ایران را معلوم کرد آزاد بود.
زنده باد آزادی برابری حکومت کارگری
سمکونوری
November 201020

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

جوابیه از سوی : هیئت تحریریه منتقدین کمونیست

جوابیه از سوی : هیئت تحریریه منتقدین کمونیست

به : کميته تشکيلات خارج از کشور حزب کمونیست ایران
باسلام
نامه شما به تاریخ 1نوامبر ۲۰۱۰ در ارتباط با اخراج از عضویت(بخوانید تصفیه منتقدین) رفقا سمکونوری و ناصربابامیری را دریافت کردیم و در این خصوص لازم دانستیم الف ـ دو اصل اساسی، و ب ـ چند نکته را به استحضار شما رفقای کميته تشکيلات خارج از کشور حکا برسانیم.
الف ـ دو اصل مهم را ضروری دیدیم در اساسنامه حزب کمونیست ایران که باید همه ما اعضاء ـ اعم از رهبری حزب کمونیست ایران ـ از آن تبعیت کنیم اینجا یاد آور شویم.
اصل یکم : اساسنامه حکا در اولین پراگرافش آمده : کنگره دوم حزب کمونيست ايران اصلاح اساسنامه پيشين و تدوين متن جديد را به کميته مرکزی منتخب اين کنگره واگذار کرد. اين متن جديدمیبايست بر مبنای جهت گيری های خود اين کنگره تهيه شده و به رای عموم اعضای حزب گذاشته شود، کميته مرکزی حزب پس از انتخاب کميسيونهای لازم و بررسی اصلاحيه های رسيده از طرف اعضای حزب، در پلنوم هشتم (سومين پلنوم کميته مرکزی منتخب کنگره دوم) طرح اساسنامه جديد را باتفاق آرا تصويب کرده و انتشار داد وپس از حدود 3 ماه که برای مطالعه و بررسی اعضای حزب در نطر گرفته شده بود. آنرا به رای گيری از کليه اعضای حزب گذاشت. نتايج اين همه پرسی در پلنوم نهم کميته مرکزی بتاريخ نيمه اول تيرماه سال جاری ارائه شد و نظر باينکه 93 درصد از اعضای قطعی که تا تاريخ تشکيل اين نشست آرايشان به دست کميته مرکزی رسيده بود، تماما به کليت اساسنامه رای موافق داده بودند…» خط تاکیدها از سوی ماست.
آیا این اساسنامه بر مبنای کدام جهت گیری و در راستای تحقق چه اهدافی تدوین شده این در برنامه حزب کمونیست ایران آمده. و با مبنا قرار دادن برنامه حکا رهبری کنونی لااقل در فاصله کنگره های نوهم و دهم جهت گیری اش عکس آنرا به ثبوت رسانده.
اصل دوم: در اساسنامه فصل اول-تعريف و اهداف حزب.ماده اول تصریح کرده:حزب کمونيست ايران تشکل کمونيستی طبقه کارگر ايران برای سازماندهی و تحقق امر انقلاب اجتماعی سوسياليستی است. مبانی اعتقادی و اهداف حزب در برنامه حزب کمونيست ايران بيان شده است.
اتفاقا ما منتقدین کمونیست دقیقا به باورمندی کامل به این دو اصل پایه ای و با فوکوس کردن روی اهداف و استراتژی در برنامه حزب کمونیست ایران چون خواستیم وفادار بمانیم، این پروسه نقد خط رهبری را شروع کرده ایم. بنا به جهتگیری که کنگره دوم حزب کمونیست ایران اساسنامه اصلاحیه را به تصویب رسانده و ما هم بر اجرای آن پای میفشاریم ما را ملزم نمود تا با ترمز کردن ایستی به رهبری داده باشیم که از جهتگیری و استراتژی و برنامه حزب کمونیست ایران فاصله گرفته! شروع این حرکت مهم پروسه انتقادی به خط رهبری برای ما فلسفه وجودیش از همینجا مایه میگیرد.
فصل پنجم اساسنامه هم رهبری را در ماده 17 ملزم نموده که مسئول اجرا و پیشبرد مصوبات کنگره هاست.
حال بر این اساس خط رهبری است که موازین را زیر پا گذاشته و باوجود اینکه نشان داده فاقد صلاحیت پشتوانه قرار دادن اساسنامه ای است، میخواهد برای حذف منتقدین خود بشکلی نامشروع اساسنامه را مستمسکی جهت به کرسی نشاندن خط مسلط خود بکار بگیرد.
ما بنا به اعتباری که برای برنامه و اساسنامه حزب کمونیست ایران و انکشاف دادن آن قائل هستیم در برابر این اعمال نظر به منتقدین کمونیست هر چند محکم جلو شما ایستاده ایم اما به هیچ وجه از موازین تشکیلاتی به ذره تخطی نکرده ایم.
ب ـ نکاتی هم مبنی بر اینکه ما منتقدین خط رهبری از موازین حزبی بطور کامل تبعیت کرده ایم:
نخست اینکه به استناد به بند 5 از ماده 2 از فصل 2 یعنی اصول تشکیلاتی حزب « محفوظ بودن حق اقلیت هر سازمان حزبی برای آنکه همه اعضای آن سازمان را از نظر و اختلافات خود با اکثریت مطلع نماید».
جدا از دیگر جلسات سیاسی در داخل توده تشکیلات در یکسال گذشته چهار سمینار در تشکیلات خارج از کشور از سوی کمسیون تدارک کنگره 10 برای کل اعضای حزب کمونیست ایران ترتیب داده شد. ما هر چند مباحث تقابلات خود را قبلا هم در سطوحی در جلسات و ارگانها بیان کرده بودیم، اما با توجه به جایگاه ویژه تر این سیمینارها خود را بیشتر آماده کردیم تا تفاوتها در سطحی دیگر و کنکرت تر فرموله نمائیم و مانع از خیز رفرمیستی خط رهبری شویم. اولین سمینار در تشکیلات خارج از کشور حکا از سوی کمسیون برای رفیق صلاح مازوجی دبیر هیئت اجرائی حزب کمونیست ایران ترتیب داده شد. بحث تقابل نظری با رفیق صلاح از سوی رفیق ناصر بابامیری در همین سمینار از سر گرفته شد. پس از ابراز نظر سیاسی ایشان و بیان اختلافات بجای اینکه مناقشه نظری در جهت اصولی و مترقی هدایت شود، از سوی رفقای خط رهبری تقابلات رفیق ناصر بیشتر با انگ و برچسب جواب گرفت تا با این حربه منتقدین خط مسلط را بتوانند به عقب نشینی وادارند. دقیقا در همین جلسه بود که همانطور که نامه کمیته تشکیلات خارج از کشور حزب کمونیست ایران هم اذعان نموده :« در يکى از سمينارها رفيق محمد نبوى عضو کميته تشکيلات خارج کشور به رفيق ناصر پيشنهاد کرد طى برگزارى جلسات حزبى نظراتش را با اعضاى حزب در ميان بگذارد و تشکيلات خارج با کمال ميل حاظر است اين جلسات را ترتيب دهد». رفیق ناصر در همین سمینار علنا اعلام نمود که از تدارک چنین جلسه ای با کمال میل استقبال میکند. سی دی آن بقول خودتان موجود است لطفا یکبار دیگر آنرا گوش کنید. متأسفانه کمسیون استقبالی که از پیشنهاد خودش نیز بعمل آمده بود را به باد فراموشی سپرد. پس از این جلسه هم ر. ناصر دو سیمینار دیگر تدارک کنگره 10 حزب را با به چالش کشیدن خط رهبری بمنظور بسط و تداوم پروسه انتقادی فعالانه شرکت جسته. نهایتا در آخرین جلسه تدارک کنگره هم که از سوی رفیق ابراهیم علیزاده ارائه گردید رفیق ناصر تقابلات و تفاوتها با بحث رفیق ابراهیم را آنگونه که در اطلاعیه شماره یک منتقدین کمونیست هم آمده بود حول این خطوط محوری:
1.تبیین ما از اوضاع سیاسی ایران و منطقه و جهان
2.ترسیم چشم انداز ما برای اوضاع پیشرو و آتی
3. مبانی تاکتیکی ما در سیاستها

با «خط رهبری» حکا نیز پیشبرده . اما وقتی رفیق ابراهیم هم نخواست براین تفاوتهای نظری صحه بگذارد، سعی کرد با شگردهای شناخته شده و کلی گویی در پاسخگویی نیم ساعته و نهایتا منتسب کردن بحث ر.ناصر به بحثهای گذشته کمونیسم کارگری چنین وانمود کرده: » تا جایی که من از بحث ناصر متوجه شدم ایشان با حزب کمونیست ایران مخالفت دارد!» و با این القاب از یک دیالوگ رفیقانه سیاسی شانه بالا انداخت. در واقع با صحبتهایش هژمونی خود برای مسدود نمودن دیالوگ به روی ایشان را نشان داد. و همانگونه که نامه حکا هم اذعان داشته رفیق ابراهیم سخن آخر پیشنهاد کرده تا رفیق ناصر تفاوتهای نظری خود با رهبری را مکتوب کند.(سی دی این سمینار هم حتما موجود است)
در تشکیلات کردستان حزب کمونیست ایران ـ کومله از سوی ر. صلاح جلسه ای ارائه داده میشود که از سوی جمعی از رفقای منتقدین کمونیست از جمله رفقا سمکو نوری، حامد محمدی و جمعی دیگر با تقابل جدی نظری روبرو میشود. اما متأسفانه جلسه در آنجا هم از سوی رهبری با همین فضای دیالوگ تشکیلات خارج از کشور روبرو میشود و بزعم خویش با این متد میشود روی مباحث منتقدین سرپوش بگذارد و آنرا فیصله یافته قلمداد کند.
و حتی در بالاترین مرجع حزب کمونیست ایران که کنگره است از سوی رفیق سمکو که همچون نماینده به کنگره 10 حزب کمونیست ایران راه یافته بود، تفاوتهای نظری را با «خط رهبری» با محدودیت زمانی که برای ایشان قائل شده بودند ارائه گردیده.

به این صورت در حد مقدورات، اکثریت اعضای حزب از تقابلات نظری ما به صورت شفاهی مطلع بوده، و در نامه شما رفقای کميته تشکيلات خارج از کشورحکا هم به آن اذعان شده است شکل پروسه شفاهی آن را طی کرده و اکثریت اعضای تشکیلات حزب کمونیست ایران و کومله از شکل شفاهی اختلافات نظری منتقدین کمونیست به «خط رهبری» که فایلهای صوتی آنها نیز موجود است باخبر شده اند.
در نامه آوردید : رفيق مسول سايت حزب، طى ياداشتى به آدرس فرستنده مطلب اعلام ميکند، که به دو دليل نميتواند مطلب را در سايت درج نمايد و در انظار عموم قرار دهد : « اول بدليل اينکه هيچ فرد حقيقى پاى اين اعلام موجوديت را امضا نکرده است ؛ دوم اينکه اعلام موجوديت يک اقليت تشکيلاتى بايد از کانال تشکيلاتى بگذرد. »
اما ما طی نامه ای با امضای ناصر بابامیری و سمکو نوری از اعضای حزب کمونیست ایران اطلاعیه را برای کمیته تشکیلات خارج از کشور حزب کمونیست ایران و سایتها ارسال کردیم. اظهارات شما در این بخش از نامه هم اصل و اساس ندارد. اگر شما حاضر به پاسخگویی نبودید، باز این کمیته خارج از کشور است که از وظایف اش تخطی کرده نه ما.
اذعان کرده اید چرا آنرا برای سایت داخلی اعضاء نفرستادید تا کلیه اعضاء از نظراتتان بشکل مکتوب هم واقف باشد؟ لااقل سه سال است این سایت برای اعضاء وجود مادی نداشته تا عضوی به آن دسترسی پیدا کند! اینرا میشود سایت داخلی اعضاء اسم گذاشت؟ این سایت تنها شکلی فرمال بود و صرفا مصارف کوتاه مدت برای رهبری تشکیلات را در برداشت.
ماده 5 از فصل دوم اساسنامه حزب کمونیست ایران که شما چون یکی از موارد صدور حکم اخراج رفقا به آن استناد کرده اید در مورد ایشان صدق نمیکند . چون ما تا حدی که تشکیلات فراخوانش توانسته اعضاء را برای مباحث تدارک کنگره جمع کند همانطور که قبلا اشاره کردیم در دو بخش علنی تشکیلات با حضور رهبری و اعضاء چه در خارج از کشور و چه در تشکیلات کردستان حزب کمونیست ایران ـ کومله در فاصله دو کنگره 9 و 10 حزب تا حدود زیادی پیش برده ایم.
در نامه کمیته تشکیلات خارج از کشور حزب کمونیست ایران باز با مراجعه به اساسنامه ماده 19 از فصل 6 را دستاویزی جهت صدور حکم خود میکند. ماده 19 از فصل 6 اساسنامه از قرار معلوم تا جایی که به قبل از درج علنی اطلاعیه بر میگردد حاکی از آنست که رفقا سمکو و ناصر شرایط مندرج در ماده 19 از فصل 6 اساسنامه ای را داشته اند، اما بزعم کمیته تشکیلات خارج کشور حکا اکنون چون ایشان منتقد خط رهبری هستند چنین نتیجه میگیرد که نقد رهبری یعنی تبعیت نکردن از برنامه حزب و رفقا را فاقد شرایط پیشین قلمداد میکند! و آنوقت بر مبنای این منطق و استدلال نادرست اساسنامه را ضامن و پشتوانه اجرائی حکم اخراج دو نفر از اعضاء قرار میدهد. اما چون مباحث ما منتقدین کمونیست بر فصل یک و ماده یک اساسنامه حزب کمونیست ایران پای میفشارد شما را ذیحق نمبینیم که با از محتوی تهی کردن فصل یک اساسنامه که تمام حق و حقوق اساسنامه ای برای پیشبرد و تحقق آن در نظر گرفته شده در مورد ما مرتکب چنین خطای بزرگی شوید.
دوم آنکه این اطلاعیه کلیات پروسه تقابلات ما منتقدین به «خط رهبری» را عنوان کرده که مباحث جدی نظری چندین سمینار بزرگ تشکیلاتی را پشت سر گذاشته. اساسنامه به شما اکثریت و ما اقلیت موازینی را مقرر کرده که باید مناسباتی در راستای پیشبرد جهتگیریها و برنامه حزب کمونیست ایران آنگونه که این سند نشان میدهد ناظر بر انسجام تشکیلاتی ما باشد. و جایی در اساسنامه قید نشده اگر اکثریت اهداف، استراتژی، برنامه حکا را کنار نهاد و تغییر ریل داد اقلیت باید از اکثریت تبعیت کند. ما وقتی بعد از انجام پروسه شفاهی انتقادات از ارگانهای مربوط جهت درج نظراتمان درخواست نمودیم اما از جواب داد به آن سر باز زدند، میتواند بر اساس موازین اساسنامه ای که شما ناقض آن گشتی شکل اعلام موجودیت اقلیت در درون تشکیلات حزب کمونیست ایران را به خود بگیرد.
سوم: نظر به اینکه رهبری حزب کمونیست ایران جهت آماده کردن گزارش سیاسی کنگره به صورت مکتوب بیش از 3 سال وقت در اختیار داشته لذا مکتوب کردن اختلافات سیاسی و نظری ما منتقدین کمونیست به «خط رهبری» حکا نیز به زمان نیاز دارد. ما نیز سعی خواهیم کرد تا مهیا شدن سند تکمیلی مانیفست حزب کمونیست(اقلیت)، تا جایی که در اطلاعیه ها و مقالات بگنجد، روی جزئیات سه سر تیتر عنوان شده در اطلاعیه شماره 1 که تفاوت های استراتیژیکی، سیاسی، تاکتیکی و سبک کار ما با «خط رهبری» حزب و کومله را بیان میکند، خم شویم.
مورد اخراج( حذف تشکیلاتی)حامد محمدی آنچه شما تحت عنوان عضوگیری از خارج تشکیلات اسم گذاری کرده اید هم از همین کانال نقض اساسنامه ای گذشته:
با استناد به ماده بیست و پنجم فصل هفت، کمیته مرکزی تشکیلات کردستان حزب کمونیست ایران میبایست از این اصول مندرج در فصل 7 و ماده 25 که پنج مرحله را برای اخراج به تناسب خطای صورت گرفته تعین شده عدول نکند. بعبارتی دیگر به تناسب تقابل دیدگاهی که با خط رهبری پیش آمده عمل ننماید و بعدا هم در اطلاعیه ای بنویسد:»همچنین فرد دیگری نیز- حسن طی این مطلب ادعای مشابهی در مورد وی طرح کرده است- بدلیل تخطی و عملکرد خلاف موازین تشکیلاتی اخراج شده است». چرا اگر ایشان بدلیل باورهای کمونیستی و طبقاتی اخراج میگردد آنرا پنهان میکنید؟
ما با اسنتاد به تحقیقات از محل کار روتین رفیق حامد و در پرس و جوی صمیمانه با رفقای همجهت خط رهبری جویای دلیل اخراج رفیق حامد محمدی شدیم همه اذعان داشتند که درست است که ایشان یک خطای معین تشکیلاتی هم کرده، سوای این ایشان با ما اختلاف سیاسی داشت و ما جمعی از اعضا هم از کمیته مرکزی برایش درخواست اخراجی کرده ایم. ایشان بهتر بود برود یک حزبی فعالیت کند که رفرمیستی و چپ سنتی نباشد. از مسئول سیاسی گردان هم سوال کردیم که آیا شما خبر از این داشتید که قبل از حکم اخراج، یکی از موارد توبیخی که در فصل 7 و ماده 25 اساسنامه آمده( ١- تذکر رسمی 2- توبيخ 3- سلب مسئوليت 4- تعليق عضويت 5- اخراج )ابلاغ بشود، ایشان هم اظهار بی اطلاعی کرد. یعنی کلیه نشانه ها حاکی از آن بود که این شکل برخورد تشکیلاتی تنها مستمسکی بوده برای تصفیه کردن منتقدین و الا این موارد اساسنامه نمی بایست نادیده گرفته شود.
در پایان لازم به ذکر است که بگوییم ما منتقدین «خط رهبری» در حکا بر این باور هستیم که از هیچ یک از موازین مندرج در اساسنامه حزب در خصوص شکل و شیوه بیان اختلافات خودمان با «خط رهبری» در حکا تخطی نکرده ایم. لذا اعلام چنین حکمی مبنی بر اخراج از عضویت و حزب کمونیست ایران را برخلاف موازین مندرج در اساسنامه میدانیم. در همین راستا از رفقای کمیته مرکزی میخواهیم حکم صادره از سوی رفقای کميته تشکيلات خارج از کشور حکا را ملغی نماید و موازین اساسنامه برسمیت شناختن اقلیت در درون حزب کمونیست ایران را رعایت کند و با حفظ موازین و پرنسیپهای حزبی امیدواریم فضای رفیقانه و صمیمانه جهت پیشبرد متمدنانه مباحث را تخطئه نکند.

هیئت تحریریه منتقدین کمونیست

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

احکام صادره تصفیه های تشکیلاتی رهبری حزب کمونیست ایران و کومله را محکوم کنیم!

احکام صادره تصفیه های تشکیلاتی رهبری حزب کمونیست ایران و کومله را محکوم کنیم!

به استحضار کلیه رفقا و دوستان و افکار عمومی میرساند

همانگونه که در سایتها شاهده آن بوده اید پس از صدور اطلاعیه شماره یک منتقدین کمونیست رفیق شاهو نعمتی هم یکی از رفقا در تشکیلات کردستان حزب کمونیست ایران ـ کومله طی نامه ای علنی پیوستن خود به جمع ما منتقدین خط رهبری کومله و حکا را اعلام نمود.
پس از انتشار علنی اطلاعیه ها بشیوه بسیار نامتمدنانه و نارفیقانه فضای اردوگاه مرکزی کومله علیه رفقای ما ملتهب شده. هفته گذشته علنا رفیق شاهو از سوی دبیرخانه کومله بازخواست شده و به ایشان ابلاغ شده: » اعلام پیوستن شما به این جمع از اعضاء خلاف موازین تشکیلاتی بوده و «پلنوم» تصمیم به اخراج شما و جمعی دیگر از اعضاء گرفته «. البته این در حالی است که اولین پلنوم کمیته مرکزی منتخب کنگره دهم حزب کمونیست ایران بتاریخ 19 مرداد 1389 برگزار شده مگر اینکه این پلنوم اضطراری برای این اعلام موجودیت اقلیت تدارک دیده شده باشد! هنوز چون کمیت منتقدین کمونیست برای رهبری معلوم نیست بدون اسم بردن از جمع دیگر این حکم را شفاها به رفیق شاهو اعلام میکند. و بشکلی ضمنی به ایشان توصیه میشود که از اعلام پیوستن خود به منتقدین کمونیست منصرف شود. چون رفیق شاهو از اعضای هیئت تحریریه منتقدین کمونیست بهیچوجه حاضر نبوده از تصمیم سیاسی و آگاهانه خود مبنی بر ملحق شدن به منتقدین کمونیست به ذره عقب نشینی کند، نهایت در تاریخ 3 نوامبردبیرخانه کومله حکم اخراج را به ایشان ابلاغ کرده تا 6 نوامبر باید بمحض تسویه ارگانی اردوگاه را ترک کند.
این در حالیست که ما قبلا در اطلاعیه شماره 2 این اقدامات حذف منتقدین از جمله رفیق حامد محمدی عضو حزب کمونیست ایران را شدیدا محکوم کردیم. و در همین اطلاعیه جو سازیها و شانتازهایی که از سوی رهبری توسط یک سری از اعضا در فیس بوک علیه ما اعضای منتقدین کمونیست و عضو حزب کمونیست ایران دامن زده بود را هشدار دادیم. و در پایان اطلاعیه آمده بود: «بقیه رفقای منتقدین کمونیست در تشکیلات کردستان حزب کمونیست ایران که در کردستان عراق بسر می برند نیز بکار روتین حزبی خود مشغول می باشند و کسی از عضویت در حزب کمونیست ایران انصراف نداده است، مگر منبعد تشکیلات بخواهد برای واکنش نشان دادن به اطلاعیه با سنگین تر کردن فضا به بهانه برخورد تشکیلاتی، دست به تصفیه ببرد».
اکنون با صدورحکم اخراج رفیق شاهو نعمتی دبیرخانه کومله علنا یکبار دیگر بر صحت تصفیه مخالفین سایسی خود که ما از پیش طی اطلاعیه ای هشدار داده و آنرا محکوم نمودیم صحه گذاشت. این احکام سنگین حذف به صرف باورهای کمونیستی از سوی رهبری را تنها می توان در باورهای استالینیستی آنها دید و بس. اگر نشان دادن همه جانبه فاصله گرفتن این خط رهبری از برنامه و استراتژی و سیاستهای حزب کمونیست ایران برای ما نیاز به فرصت بیشتری دارد و در یک اطلاعیه نمی گنجد. اما پراتیک رهبری در حذف کردن منتقدین خود که جزو عزم جزم کرده ترین اعضای حزب کمونیست ایران و پیشمرگان کومله برای تحقق اهداف سوسیالیستی بوده و هستند، بارزترنشان میدهد که این رهبری در آینده هم به همین شکل مخالفین «خط مشی خود خوانده اشان» و دیگر کمونیستها را تا جایی که قدرتشان قد بدهد چه در شکل فردی و یا سازمانی و حزبی از میان بر میدارند. ابراهیم علیزاده در تشکیلات کردستان حزب کمونیست ایران ـ کومله طی سخنانی در جواب به اعتراض عده ای از همفکران خود که نگران اخراج این رفقا بودند اذعان داشته : «»این نطفه یک انشعاب دیگر از نوع کمونیسم کارگری اما در مقیاسی کوچکتر است و حوصله ندارند برای خود نیرو جمع کند، باید در نطفه اقلیت را به نفع اکثریت خفه کرد»». نقل به مضمون
حال نظر به اینکه طرح بحثهای نظری در تقابل با خط رهبری کومله و حکا با روش نامتمدنانه این رهبری مواجه شده دوستان و رفقا و افکار عمومی می توانند نقش موثری در به نقد کشیدن این حرکت داشته باشند. و نگزارند به این شیوه رهبری کومله و حکا هژمونی تشکیلاتی خود را برای تصفیه درون تشکیلاتی به کار اندازد.
توجه شما را بخصوص به این نکته بیشتر معطوف میداریم رفقای که هم اکنون در تشکیلات کردستان حزب کمونیست ایران ـ کومله در صدد اخراج کردنشان هستند، شکی در آن نیست که با این اخراج سازیها، این رفقا با وضعیتی که بهر لحاظ بر کردستان عراق هم حاکم بوده روشن است عواقب ناگوار و پرمخاطره را می تواند برای یکایک آنها بهمراه آورد. افکار عمومی از آن غافل نیست که بارها پس از این تصفیه های سیاسی که از سوی دبیرخانه کومله انجام شده ، در یک هماهنگی اعلام نشده با حکومت اقلیم کردستان به رفقای کمونیست و آزادیخواه در اشکال گوناگون فشار آمده که باید خاک کردستان عراق را ترک کنند. درصورتیکه از هیچ کس این پنهان نیست تعدادی از این رفقا یا از اعضای دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بودند، یا دارای سوابق سیاسی و فعالیت در دیگر جنبشهای اجتماعی بوده و بارها از سوی عاملان رژیم ضدی بشری جمهوری اسلامی تحت تعقیب و پیگرد بودند.
همه انسانهای آزادیخواه و برابری طلب را در سراسر جهان فرا میخوانیم که این عمل بغایت نامسئولانه دبیرخانه کومله را محکوم کنند. خاطرنشان کنید که با این اعمال بیرحامنه علیه منتقدین خود یکبار دیگر نشان میدهید که آنچه را هر روزه چون خواست و مطالبات فی الفور برای مردم آزادیخواه در آنسوی مرز در بوق و کرنا می دمید از آزادی بیان و آزادی قلم…تا رسد به آزادی بی قید و شرط سیاسی که وعده آنرا در فردای حاکمیتتان به مردم میدهید و آنچه را در مورد خطرات جانی و شکنجه و زندان و جهنم بزرگی که به پهنای جامعه، نظام جمهودی اسلامی برای کارگران، دانشجویان، زنان و انسانهای آزاده ساخته ، دیگر زیاد نباید جدی گرفته شود.
در این بیانیه نمی گنجد استدلال کرد که وضعیت بمراتب فلاکتبارتر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی برای اکثریت مردم مقیم کشورعراق بخصوص طی هفت سالی که از اشغال آن توسط نیروهای نظامی غرب و در راس همه آمریکا میگذرد چقدر شرایط را بر توده های کارگران و مردم زحمتکش در این کشور دهشتناک تر نموده. فقر و بیکاری روزافزون جهت امرار معاش و برخورداری از حداقل رفاهیات زندگی و ده ها پدیده و معضلات بزرگ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دیگر که گریبانگیر مردم جامعه عراق شده، میرود تا سناریوی هولناک 2003 را بیشتر در سراشیبی یک سقوط و انفجار اجتماعی قرار دهد . همگی شاهد آن هستیم با اوضاع اسفناک عدم امنیت کار و زندگی که در گوشه و کنار این کشور قحطی زده بر جان و مال مردم چنگ انداخته، هر روزه صدها نفر را در اشکال گوناگون به کام مرگ می سپارد.
در چنین وضعیتی اگر کسانی بخواهند بدون مجوز اقامت در این کشور بمانند، جدا ازینکه نمی توانند کاری برای خود دست و پا کنند بلکه برای منع از دیپورت شدن صدالبته باید به زندگی مخفی رو بیاورند!
دبیرخانه کومله چشم بر همه این واقعیات بسته و با عصای جادوی تصفیه کردن هایش می خواهد چه چیز را ثابت کند؟ غیر از اینست شما در روز روشن مخالفین سیاسی در صفوف خودتان را که در تقابل نظری نتوانستید به آنها جوابگو باشید به حذفشان دست بردید!؟
شما با اینکارتان در شرایطی که جریانات ناسیونالیست کرد بر کرستان عراق برای کمونیستها حکمفرما کرده اند شریک هستید، مابهازای عملی حرکت شما هماهنگی اعلام نشده با حکومت اقلیم کردستان جهت فشار آوردن به این انسانهای مبارز و رزمنده است. . لذا دیپورت کردن بخصوص مبارزین و فعالین کمونیست به ایران از سوی حکومت اقلیم کردستان برای استحکام بخشیدن هر چه بیشتر بند و بست هایش با رژیم جمهوری اسلامی ایران نامحتمل نبوده و خطری است که نباید افکار عمومی از آن غافل بماند. ما از هم اکنون اعلام میداریم که هر اتفاقی که امنیت رفیق شاهو نعمتی و دیگر رفقای منتقدین کمونیست در عراق را با خطر مواجه بسازد دبیرخانه کومله را مسئول اصلی آن می دانیم.

هیئت تحریریه منتقدین کمونیست

4 نوامبر 2010
زنده باد آزادی برابری حکومت کارگری

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه